تبليغاتX
تخته ســبز

تخته ســبز

نوشتن روي تخته سبز براي همه آزاد است

علي(ع)از دريچه چشم ديگران

ميخائيل نعيمه(نويسنده نامه لبنان):قدرت نمايي و قهرماني امام تنها در حدود ميدان هاي جنگ نبود،قهرماني بود در صفاي بصيرت و طهارت وجدان و سحرِ بيان و حرارت ايمان و عمق روح انسانيت و بلندي همت و نرمي طبيعت،و ياري محروم و رهايي مظلوم از چنگال متجاوز و ظالم،و فروتني براي حق،به هر صورت و مظهري كه حق برايش تجلي نمايد.اين نيروي قهرماني هميشه محرك و انگيزنده است،گرچه روزگارها از آن بگذرد.امروز و هر روز كه شوق ما براي پي ريزي بناي صالح و فاضلانه شديد شود به سوي آن باز مي گرديم... به راستي بر هر مورخي هرچند هوشمند و نابغه باشد محال است بتواند تصويري كامل از عظيمي مانند علي را به دست تو دهد گرچه در هزار صفحه باشد.زيرا آنچه اين قهرمان مرموز عرب تفكر و تأمل نموده،گفته و عمل كرده و در ميان خود و پروردگارش بوده است نه گويشي شنيده است نه گوشي شنيده و نه چشمي ديده و آن بسيار بسيار بيش از آن است كه به دستش نمودار يا به زبان و قلمش آشكار ساخته است.پس هر تصويري كه از او ترسيم كنيم ناچار صورت ناقصي از آن اصل كامل است.

علي آن قهرمان بي مانند فكر و روح و بيان است؛در هر زمان و در هر مكان.

جرج جرداق:نزد حقيقت و تاريخ يكسان است او را بشناسي يا نشناسي.تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند كه او وجدان بيدار و قهار،شهيد نامي،پدربزرگ شهيدان،علي بن ابي طالب،صوت عدالت انساني،شخصيت جاويدان شرقي است.

اي جهان چه مي شد اگر هرچه قدرت و قوه داري به كار مي بردي و در هر زمان علي اي با آن عقلش،با آن قلبش،با آن زبانش و آن ذولفقارش به عالم مي بخشيدي؟!

ويژگي هاي دوست و برادر حضرت علي(ع)

روزي امام علي(ع) درباره برادر و دوست خود(به عنوان مثال)سخن مي گفت و مي خواست به ياران بگويد كه برادر و دوست من كسي است كه با من پيوند مكتبي داشته باشد و چنين فردي بايد داراي ويژگي هايي باشد.ياران گوش فرا داده بودند تا بنگرند آن ويژگي ها چيست و آيا آن ويژگي ها در آن ها وجود دارد تا برادر و دوست حضرت علي به شمار آيند يا نه؟!به هرحال،در اين زمان نيز علاقمندان به امام بايد با دقت در اين تابلو بينديشند كه آيا برادر و دوست ايشان هستند يا نه؟ آن حضرت«سيزده ويژگي»براي برادر و دوست حقيق خود به اين ترتيب برشمردند:من در گذشته،برادري داشتم.برادر ديني كه داراي اين ويژگي ها بود:

1-دنيا در نظرش حقير و كوچك بود.

2-به خوردن و آشاميدن دل نبسته بود و اسيرشكم نبود.

3-خاموش بود و پرچانگي نمي كرد.

4-اگر سخن مي گفت،سخن او حق و مفيد بود و عطش پرسش كنندگان را فرو مي نشاند.

5-در ظاهر انساني ضعيف و مستضعف (فروتن)بود.

6-هنگام پيكار و جهاد،يكه تاز ميدان بود و چون شير مي خروشيد و چون مار بياباني حركت مي كرد.

7-قبل از حضور در دادگاه،اقامة دليل نمي كرد.

8-هيچكس را در مورد كارش(در صورت امكان پذيرفتن عذر)قبل از شنيدن عذرش، ملامت نمي كرد.

9-از هيچ دردي جز هنگام بهبودي،گله نمي كرد.

10آنچه مي گفت،به آن عمل مي كرد و چيزي را كه عمل نمي كرد،نمي گفت.

11-وقتي با شخص ديگري سخن مي گفت همين كه از او سخن حق مي شنيد،سكوت مي كرد(و تسليم حق مي شد).

12-بر شنيدن،حريص تر بودن تا گفتن و نظر ديگران را در توجه به گفتار واعظان جلب مي نمود.

13-هرگاه دو كار برايش پيش مي آمد،مي انديشيد كه كدام به هوس هاي نفساني نزديك تر است و آن را كه از هوي و هوس دورتر بود و به عقل و هدايت نزديكتر بود،انتخاب مي كرد.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 16:46 تاریخ سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
دسته بندی :سجاده

          لینک مطلب