میرحسین موسوی در مصاحبه ای دیدگاه های خود را پیرامون سابقه رقابت های جناحی و شرایط کنونی جمهوری اسلامی بیان کرده است.
تظاهرات سیزدهم آبان در ایران، پس از اشغال سفارت امریکا در این کشور هر ساله توسط دولت جمهوری اسلامی برگزار می شود. اما ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر برخی از مراسم رسمی در این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. برخی صاحبنظران معتقدند مراسم امسال سیزدهم آبان نیز تحت تاثیر همین حرکت های اعتراضی "جنبش سبز" قرار خواهد گرفت.
سلام آقای رئیس جمهور!
«بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب/که باغ ها همه بیدار و بارور گردند»
دیدی برادر؟ بچه ها کتک خوردند. بچه ها دستگیر شدند. بچه ها گلوله خوردند. بچه ها مردند. میرحسین، آقای رئیس جمهور، برادر، پس شب آفتابی کجاست؟
یادت می آید برادر، انتخابات نزدیک بود و ما سبز شده بودیم، آن روزها هنوز هر سبزی جرم نبود برادر. سبزینه جرم نبود. خیار رم نبود! و کلروفیل معنای فحش ناموسی نمی داد!
آری اینچنین بود برادر که مردم رفتند پای صندوق های رای و صندوقدار، طنزهای مرا نخوانده می خندید و ما نمی دانستیم روزی از خنده او گریمان خواهد گرفت برادر.
آری اینچنین شد برادر که رای ها را با سیستم راگیری کردان شمردند. صندوق ها را خزان زد اما ما سبز ماندیم در روزهایی که بخشنامه کردند که تره و جعفری هم باید سه رنگ برویند و نعناع و پونه هم سر از اوین درآوردند!
آری اینچنین است برادر که این روزها وقتی در خیابان راه می رویم از هر دو نفر، یکی باتوم دارد و سپر دارد و کلاه خود دارد و کسی اگر به دوستی بگوید دلت سبز، می برندش تا اعتراف کند خودش یک پا رژیم صهیونیستی است!
برادر، میرحسین، آقای رئیس جمهور! تو بیانیه دادی، خاتمی بیانیه داد، کروبی بیانیه داد، آیت الله طاهری بیانیه داد، آیت الله صانعی بیانیه داد، محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بیانیه دادند و مردم ... بیانیه هایشان را صفحه به صفحه زیر باتوم ضربه به ضربه خواندند و ... «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب»
گمان می کنم سال بعد اعلام کنند بهار سبز یک فصل سرسپرده و عامل بیگانه و جاسوس است. بیخود می کند هر درختی که بخواهد سبز شود. بعد هم زمستان را تمدید دوره می کنند! ما هم می رویم کوه و در برف سرود می خوانیم پس تو هم «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب» می دانی آقای رئیس جمهور، میرحسین، برادر! تاریخ ما می گوید ما اگر زورمان به سلطان «محمود» ها نرسد می رویم شاهنامه می نویسیم. این را از فردوسی بپرس و شاهنامه را بخوان، «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب»
ابراهيم رها

درود بر خاتمي ، سلام بر موسوي
«کوکب خانم» را تقریبا همه به یاد دارند. همان زن کدبانوی روستایی که توی درس کلاس دوم دبستان بود و زن «پاکیزه و باسلیقهای» بود. به حیواناتش به موقع غذا میداد، نیمروهای خوشمزه میپخت و خانهاش مثل گل تمیز بود... حالا سن و سالی از «کوکب خانم» گذشته. خسته است و بیحوصله و از همه بدتر ناامید و دلگیر. او دیده که زمینهای روستا چطور توی این سه چهار ساله خالی از درخت شدهاند. او دیده که پرتقالهای خوشطعم روستا، جایشان را به پرتقالهای غریبه مصری و آفریقایی دادهاند. او دیده که آدمهایی آمدهاند و فقط برایش حرف زدهاند و هیچ کاری نکردهاند. اینها و خیلی چیزهای دیگر باعث شده تا کوکب خانم آن زن پر از انرژی پایش را کنار بکشد. او که روزهای انتخابات همیشه نفر اولی بود که ساعت هشت صبح توی مسجد محل بود، میگوید: «نمیخوام مادرجون... بسمه... اون دور قبل گفتن به ]...[ رأی بده دادم... حالا مگه چی شد؟... دیگه جونش رو ندارم.»
«حسن» نوه کوکب خانم، همه راهها را رفته تا او را راضی کند رأی بدهد. اما کوکب خانم از خر شیطان پایین نمیآید. حق هم دارد؛ او میگوید: «من به ]...[ رأی نمیدهم که انتخاب نشود.» و هیچ کس هم نمیتواند به کوکب خانم حالی کند که آرای خاموش یعنی چی و مشارکت حداکثری چه معنایی دارد. کوکب خانم را چه به این حرفها؟ او روزگارش را میبیند و از قوانین انتخابات هم چیزی سردرنمیآورد.
حسن گیج شده، چهکار باید بکند؟ او باید زبان «کوکب خانم» را پیدا کند.
حسن مدتهاست که سر ماجرای خواستگاریاش از «نرگس» با کوکب خانم بگو مگو دارد. حسن بدجوری گلویش پیش نرگس گیر کرده، اما «کوکب خانم» حاضر نیست به خواستگاری او برود و میگوید که آنها وصله تنشان نیستند. حسن پیشنهاد میدهد که یک جمعی از قوم و خویشها بیایند و در اینباره نظر بدهند. اگر نظر بیشتر آنها این بود که این وصلت سر نگیرد، حسن برای همیشه نرگس را فراموش میکند، اما اگر بیشتر آنها با این عروسی موافق بودند، کوکب خانم هم رضایت بدهد. کوکب خانم قبول میکند و بعد از جروبحثهای فراوان این آدمها شب جمعه دعوت میشوند که به خانه کوکب خانم بیایند:
حاج آقا رحمانی، زبیده خانم، کربلایی حیدر، ممد آقای مجتهدی، خانم گل براتی، فرخندهخانم، جعفرخان، ملوک خانم اخوان، مش سید و اشرف.
اینکه این 10 نفر با هم چه نسبتی دارند و اساسا چه نسبتی با کوکب خانم و حسن دارند، بماند. فقط همینقدر بدانید که همهشان از معتمدین روستا هستند. کوکب خانم اصرار داشت که پنج نفر مرد باشند و پنج نفر زن. نه اینکه کوکب خانم فمنیست باشد، نه... او یک چیز را خوب میداند. او میداند که زنها هر پنج نفرشان - بیبرو برگرد - به سرنگرفتن این ازدواج رأی میدهند. پس نصف راه را از الان رفته. میماند یک نفر دیگر. یعنی اگر بتواند یکی از مردها را راضی کند که او هم با این وصلت مخالفت کند، حسن باید به قولش وفا کند و دور نرگس را خط بکشد. کوکب خانم خیالش جمع است که جعفرخان چشمش به دهان کوکب خانم است و روی حرفش حرف نمیزند.
کوکب خانم آن شب سنگ تمام میگذارد و غذای مفصلی تهیه میبیند برای 12 نفر. خودش، حسن و 10 نفر مهمان. اما او نمیداند که حسن کاری کرده که خانم گل براتی و زبیده خانم و ملوک خانم اخوان به مهمانی نیایند. (شرح اینکه چهکار کرده، ماجرا را طولانی میکند و بماند برای یک وقت بهتر!) به هر حال از 10 نفر، هفت نفر میآیند. دو تا زن، پنج تا مرد، حسن و کوکب خانم یک به یک حرفهایشان را میزنند. طبق پیشبینی کوکب خانم، زنها با او موافق هستند و جعفرخان هم به جمع آنها میپیوندد. اما مردان دیگر طرف حسن را میگیرند و کوکب خانم در عین ناباوری سه به چهار بازی را میبازد.
آن شب بعد از رفتن مهمانها کوکب خانم بنای گلایه را گذاشت از ملوک خانم و زبیده خانم و خانم گل براتی که اگر آمده بودند، ماجرا چیز دیگری میشد.
اینجا بود که حسن گفت: «حالا فهمیدین اگر نیاین تو انتخابات شرکت کنین، چه اتفاقی میافته؟»
کوکب خانم تازه ماجرا را فهمید و حسن هم گفت که همه این ماجراها نقشه بوده تا او بفهمد که چقدر مهم است که بیاید و رأی بدهد، وگرنه او مدتهاست که فهمیده نرگس به درد او نمیخورد. کوکب خانم از آن شب تا الان هرجا که مینشیند، از لزوم شرکت در انتخابات میگوید و همه زنهای محل را هم راضی کرده که با وجود همه دلخوریها بیایند و توی انتخابات شرکت کنند.
نکته: شاید این قصه به نظرتان کودکانه بیاید. اما باور کنید برای عدهای باید ماجراها را تا این حد ساده کرد. اگر توی فامیل و محل کوکب خانمی دارید که نمیخواهد توی انتخابات شرکت کند، برایش این قصه را تعریف کنید لطفا.
مناظره
مهندس ميرحسين موسوي
و
دكتر محمود احمدي نژاد
امشب (چهارشنبه، 88/3/13) ساعت 22:30 از شبكه سوم سيما ببينيد
نزديكترين رقباي انتخاباتي ؛ امشب رو در روي هم
انتخاب برنده واقعي مناظره با شما

با رأی به میر حسین موسـوی:
صداقت آری، دروغ نه!
شفافیت آری، آمار غلط نه!
تأمین اجتماعی آری، گداپروری نه!
عزت ملی آری، ماجراجویی نه!
شایسته سالاری آری، باجناق سالاری نه!
صاحب سرمایه و سواد آری، وزیر میلیاردی و مدرک جعلی نه!
اگر موسوی رسانه ندارد، ما رسانه اش باشیم.
چهارشنبه 9 ارديبهشت بزرگ ترين گردهمايي ياران خاتمي-حاميان موسوي برگزار شد. اين سومين باري بود كه پويشي ها اين گروه را دور هم جمع مي كردند. اين بار بزرگ تر از هميشه. مراسم در سالن همايش هاي برج ميلاد بود. شركت كننده ها مجبور شدند شش طبقه را بدون آسانسور بالا بروند. اما تمامش را سرود خواندند و شور پراكندند. پرچم هاي سبز، مچ بندهاي سبز، روسري هاي سبز رنگ غالب جمعيت را سبز كرده بود. اگر نمي دانيد، سبز رنگ حاميان موسوي است؛ همان ها كه ياران خاتمي هستند.
خاتمي در اين همايش گفت: «نزديك غروب آفتاب است، ولي من صبح را دوست دارم. فرصت ها زود از دست مي روند، لذا به حكم خردمندي، به محض به دست آوردن فرصت، بايد آن را غنيمت شمرد و از آن استفاده كرد. شرايط و فرصت ها در عرصه سياسي و اجتماعي از دست نمي روند، بلكه اگر از آن استفاده نكنيم، به زودي تبديل به تهديد مي شوند.» و گفت: «اگر احساس مي كنيد كه امروز در معرض تهديد نيستيد، اگر احساس مي كنيد، در هرجايي با فرصتي مواجه هستيد، اگر احساس مي كنيد از امكانات به درستي استفاده مي شود، اگر احساس مي كنيد كه اوضاع خوب است، اين وضع را ادامه دهيد. اما اگر احساس مي كنيد چنين نيست، فرصت ها را مغتنم بشماريد. فرصت انتخاب شما فرصتي است كه ارزان به دست نيامده. يكصد سال است كه مي خواهيد آزاد باشيد، آزاد انتخاب كنيد و خود سرنوشتتان را تعيين كنيد...» ميرحسين موسوي كه بعد از خاتمي سخن گفت، حرفش اين بود كه: «شانس ما در باهم بودن و همه گير كردن اين جمع در سراسر كشور است. اين آخرين وسيله ما براي پيروزي در صحنه است.» و زهرا رهنورد هم كه حضورش در كنار موسوي، زنان، روشنفكران و هنرمندان زيادي را به ميدان آورده، آنجا بود كه گفت: «امروز من تمام سلحشوري ها از مشروطيت تا صنعت نفت، از نفت تا انقلاب و از انقلاب تا امروز را در چشمان شما مي بينم و اميداورم اين سلحشوري ها در خردادها و خردادها و خردادها تكرار شود.»
چهار سال پيش در هفته اي كه بين دو مرحله انتخابات فاصله بود، يك شعا روي در و ديوار و سي دي ها و ستادهاي تبليغاتي به چشم مي خورد: تا دولت رجايي، يك يا حسين ديگر. همسر شهيد رجايي اما در همايش فرهنگيان حامي موسوي كه به مناسبت روز معلم برگزار شده بود، گفت: «امروز برخي از افراد خود را به شهيد رجايي تشبيه مي كنند، اما واقعيت اين است كه اگر عقايد مديريتي هم دارند، در حد مقامشان نيست و اين مشكلاتي را ايجاد كرده و كارها را دشوارتر مي كند.» پس او حامي موسوي است و به هيچ كس اجازه نمي دهد خودش را به شهيد رجايي تشبيه كند.
در اين همايش اعضاي كانون صنفي معلمان حضور داشتند؛ مجموعه اي كه سال هاست پيگير مطالبات فرهينگيانند. دبير كل كانون صنفي معلمان هم در اين همايش با قرائت بيانيه كانون گفت: «آفاي مهندس موسوي، امروز براي ما نه نان گذاشته اند كه بايستيم و نه آزادي مي دهند كه حرف بزنيم. در بهارستان را ما را كتك مي زنند، در حالي كه فضاي فرهنگي بايد باز باشد. اينجا سرزمين مردان بزرگ است و اولين حقوق بشر جهان در ايران نوشته شده.» و ادامه داد: «آقاي مهندس ميرحسين موسوي، شما قدم در راه سختي گذاشته ايد. من از هم سنگران و هم رزمان شهيد همت بوده ام. اين چه فضاي فرهنگي است كه معلمان امروز اجازه صحبت كردن ندارند.»
***
گروه ديگري كه در اين هفته از موسوي اعلام حمايت كردند، اصولگرايان منتقد دولت بودند. آنها در بيانيه اعلام حمايتشان تحت عنوان اصولگرايان حامي موسوي موجوديت خود را اعلام كردند. آنها در اين بيانيه گفته اند: «جريان اصولگرا بايد دست به گزينش نامزد مورد نظر خود براي دهمين دوره انتهابات رياست جمهوري بزند. در حالي كه از عملكرد موجود راضي نيست. در ميان نيروهاي سياسي موسوم به اصولگرا جمعي به تداوم وضع موجود راي داده اند و اين درحالي است كه پيش از اين تندترين انتقادها را متوجه دولت و شخص رئيس جمهور مي دانستند...» آن ها درباره موسوي نوشته اند: «حمايت از سر اعتقاد با از سر ناچاري برخي از ميرحسين موسوي را بايد نشانه ظرفيت بالاي نخست وزير مخلص دوران امام در آوردن نيروهاي سياسي متعدد به زير چتر انقلاب دانست و آن را مثبت ارزيابي كرد.»
***
حمايت چشمگير بعدي، از سوي دختر امام (ره) –زهرا مصطفوي- بود. او در ديداري كه درفتر جمعيت زنان جمهوري اسلامي با ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد داست، گفت: «سابقه اي را كه با شما و به ويژه خانم رهنورد داشتيم، از ياد نمي بريم. ما شما را به عنوان نخست وزير موفق دوران جنگ به خاطر داريم و به عنوان كسي كه مقلد واقعي حضرت امام (ره) بوديد و در بحران جنگ به شكلي توانمند برخورد كرديد و معيشت مردم را اداره كرديد، به ياد داريم. اين يكي از نكات مثبت شماست كه در خاطره ها باقي خواهد ماند.»
***
كمي دير اما بالاخره اتفاق افتاد. ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تشكيل شد. پيش از شوراي ائتلاف اصلاح طلبان كه قبلاًبه حمايت از خاتمي برخاسته بود حمايت قاطعشان را از كانديداتوري مهندس موسوي اعلام كرده بودند. اما هنوز ستاد مستقلي نداشتند. اين روزها شنيده مي شود كه براساس توافقي كه احزاب و گروه هاي اصلاح طلب با ستاد مركزي مهندس موسوي داشته اند قرار شده ستاد ائتلاف اصلاح طلبان نيز در حمايت از موسوي فعال شود. تركيب اصلي اين ستاد را همان مسئولان كميته هاي ستاد سيدمحمد خاتمي تشكيل مي دهند.
***
حمايت جالب توجه ديگر هم بيانيه جمعي از دانشجويان دانشگاه امام صادق (ع) بود؛ باز در حمايت از موسوي. دانشجويان دانشگاه امام صادق كه به گزينش سخت و اصولگرايي شهره است، در اين بيانيه با قدرداني از كارهاي مثبت دولت نهم، با مطح كردن سرفصل هايي انتقاد آميز محمود احمدي نژاد، گفته اند كه از موسوي حمايت مي كنند. سرفصل ها اينهاست: ابهام در مباني نظري عدالت، عدم ثبات در مديريت، اختلال در فرايند برنامه ريزي و تصميم گيري، به حاشيه رفتن فرهنگ و بي اعتنايي به آسيب هاي اجتماعي و بي توجهي به موازين اخلاقي.
میرحسین موسوی متولد خامنه سال 1320 است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت. و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگرچه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از آنکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است.
هرچند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) است، اما پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.
او که مدرکش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348 نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال 1350 اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از ان مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه ان زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.
از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بینالحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم انقلاب اشاره کرد. موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال 1376 تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. 2 فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.
مسئولیتهای اجرایی:
1-عضو شورای انقلاب اسلامی 1358-1359
2-عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی 1357-1361
3-رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی 1358-1360
4-قائم مقام دبیر کل حزب جمهوری اسلامی 1358-1360
5-سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی 1358-1360
6-وزیر امور خارجه 1360-1361
7-نخست وزیر 1360-1368
8-رییس ستاد انقلاب فرهنگی 1360
9-رییس شورای اقتصاد 1360-1368
10-رییس بنیاد مستضعفان 1360-1368
11-رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح
12-عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام 1368-ادامه دارد
13-عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی 1375-ادامه دارد
14-مشاور سیاسی رییس جمهور 1368-1376
15-مشاور عالی رییس جمهور 1376-1384
16-رییس شورای هنر 1378-ادامه دارد
17-رییس فرهنگستان هنر 1378-ادامه دارد
فعالیت های دانشگاهی:
موسوی در دانشگاه تربیت مدرس دروسی چون مسائل ایران و ریشههای انقلاب را تدریس کرده و در دیگر دانشگاه ها نیز به شکل پراکنده تدریس هایی داشته است. از جمله تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ و معماری در دانشگاه ملی در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۴. او در این سالها رساله های بسیاری را راهنمایی کرده که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
1-مقایسة آرای سیدقطب و دکتر شریعتی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
2-مقایسة آرای امام خمینی (ره) و آیتا… نائینی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
3-استراتژی امنیت ملی استـاد مشاور-دوره دکتـری
4-کاریزما در مدیریت استـاد مشاور-دوره دکتـری
5-چالشهای مردمسالاری در ایران استاد راهنما-کارشناسی ارشد
6-نفت و سیاست خارجی در دوران پهلوی۲ استاد راهنما-کارشناسی ارشد
7-نفت و سیاست خارجی در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دورة دکتـری
8-چرایی به قدرت رسیدن دولت مطلقه نوگرا در ایران استـاد راهنما-دورة دکتـری
9-امنیت ایران در عصر جهانی شدن،چالشها و سیاستها استـاد مشاور-دورة دکتـری
10-توسعه مرکز شهر اردبیل استاد راهنما-کارشناسی ارشد
11-طرح دانشگاه هنر اسلامی تبریز استاد راهنما-کارشناسی ارشد
12-دولت رانتیر و جامعه مدنی در ایران (1357-1376) استاد راهنما-کارشناسیارشد
13-تأثیر ایدئولوژی سیاسی بر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی استـاد مشـاور-دورة دکتـری
14-الگوی مدیریت تکنوکراتیک و تأثیر آن بر موقعیت طبقة متوسط جدید ایران استاد مشاور-کارشناسی ارشد
15-بستـرهای همکـاری و رقابـت روسـیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
کتاب ها و تالیفات:
موسوی که در سالهای 58 تا 60 سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی را می نوشت، آثار مکتوب بسیاری در حوزه فرهنگ و سیاست دارد، از جمله «فرهنگ و واژگان علوم سیاسی در اسلام» انتشارات قلم 1356، «تحلیلی بر دو مفهوم قرآنی» انتشارات قلم 1356، «پنج گفتار دربارة انقلاب و جامعه» تألیف دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1375-1377












