نـرم نــرمـک مــی رسـد ایـنک بهـار رنـگ تــازه مــی زند بــر سـبــزه زار
مــی شود هنگامه ی گشت و گذار از تــرافیک شــب عـیـــدی هــوار...
ایــن شــده حــرف دلــم این روزها: خــــوش بـــه حــــال بــچـــه مـــــار
خــــوش بـــه حــــال بــچـــه مـــــار
تــوی ایـن وضــعــیـت پـوند و دلار... در مــی آیــد دائـــمـــا از مــا دمـــار
مــار بــابــا صــبـح هـا درگیـــر کـــار مــار مــادر مــی رود شب ها شکار
زنــدگــی از ایــن نــدیــدم نــاز تر... خــــوش بـــه حــــال بــچـــه مـــــار
خــــوش بـــه حــــال بــچـــه مـــــار
شب كه فرا ميرسد،هياهوي روزمرگي و همهمه مكرر زندگي شهري پايان مي يابد و پرسه زدن هاي خيال در كوچه هاي شب آغاز مي شود.قدم مي زني تا در دل تاريكي شب نور الهام را بيابي.تا صبح،قدم به قدم ميروي؛ قدم اول،قدم دوم تا«2قدم مانده به صبح»!
پخش برنامه در ساعات آغازين شب هاي دراز قلندران بيدار،هوشمندي سازندگان آن را مي رساند و ادامه اين تيزبيني هنرمندانه را از رفتار مجري و واژه سازي هايش تا دكور متفاوت و در عين حال چشم نواز آن ميتوان دريافت.اجراي زنده و شاداب صالح علاء در ساعات خواب معمول مردم،خود ريشه در نگرشي خلاق و غير مألوف دارد.بدون اغراق بايد گفت منشأ تمام مكاشفههاي ناب هنري،اختراعات و حتي انقلابات طول تاريخ بشري همين غيرمألوف بودن و«نه»گفتن است: گفتن«نه»به هرچه كسالت و خمودي است.
2قدم مانده به صبح برنامهاي سرزنده از شبكه اي فرهنگي و هنري و در ميان تمام شبكه هاي هفتگانه است برنامه اي دو بخشي با كارشناسان صاحب نامي كه مكمل حضور مجري ثابت برنامه اند.كارشناسان اين برنامه از طيف هاي متنوع رنگين كمان هفت رنگ هنر در طول هفته انتخاب مي شوند كه از اين بابت به آقاي بشيري، تهيه كننده آن بايد آفرين گفت.
در دنياي ما تلويزيون،چه باور كنيم چه نكنيم،پرمخاطب ترين و حتي اثرگذارترين رسانه است اما رسانه ملي ما مدتي است كه از برنامه سازي و محوريت دادن به هنر و هنرمندان فاصله گرفته است.
در كل مي توان 2قدم مانده به صبح را،به ويژه در عرصه پرداختن به هنر،موفق ارزيابي كرد و بنابراين وجود چنين برنامه اي را بايد مغتنم دانست.
البته كاستيهاي كوچكي نيز وجود دارد كه گريزناپذير است و طبيعتاً نمي توان برنامه اي ساخت كه يكان يكان بينندگان جان را راضي نگه دارد كه آن هم بر مي گردد به بي غلطي املاي نانوشته.به هرحال،سازندگان به قدم مانده به صبح ثابت كردند جرئت نوشتن املا را دارند و همين قدر جسارت ستودني است.اندكي صبر،سحر نزديك است.
13 مرداد 1386،سيزدهمين سطح نشين ناسا،فينيكس از پايگاه كندي در كيپ كاناورال فلوريدا به فضا پرتاب شد و بعد از گذراندن 680 ميليون كيلومتر در حدود 9 ماه،بالاخره روز يكشنبه25ماه مي سال2008(5خرداد 1387)با موفقيت بر سطح مريخ فرود آمد.فرود اين كاوشگر به آرامي و به صورت كلاسيك يعني با كمك چتر و راكتهاي كندكننده انجام گرفت.فونيكس پس از فرود آمدن بر سطح مزيخ،به جاي قرار گرفتن بر روي بالشتك هاي هوا،بر روي سهپايه دراز و محكم استوار شد.
نخستين عكس هاي ارسالي فونيكس،شباهت زيادي به تصاوير مربوط به سرزمين هاي يخزده كه در كتابهاي درس جغرافيا به چشم مي خورد داشت.
آنچه در اين عكس ها ديده مي شود،سطحي ناهموار و پر از شكستگيهاي چندضلعي است كه در نتيجه يخبندان دائمي و نوسانات شديد دمايي به وجود آمده اند.
فونيكس بر خلاف ساير كاوشگرهاي مريخ كه در منطقه استوايي اين سياره فرود آمدند،در نزديكي يكي از قطب هاي مريخ و در نقطه ای از ناحیه دره گرین(Green Valley)از شمالگان مریخ فرود آمد.دست اندركاران پروژه فونيكس به اين دليل،قطب مريخ را به عنوان محل فرود آمدن اين كاوشگر انتخاب كردند كه اين قسمت از سياره سرخ،مملو از يخ مي باشد و از اين جهت به فونيكس در تحقق هدف اصلي آن يعني پيدا كردن آب كمك مي كند.
انتخاب نام فونيكس(كه در فارسي به معني ققنوس است)براي كاوشگر جديد كاملا معنادار و مسبوق به سابقه است.در سال1999،سازمان فضايي آمريكا(ناسا)دو بار در ارسال كاوشگر به مريخ شكست خورد.بار اول،پروژه كاوشگر مارس كلايمت اوربيتور به خاطر اشتباه مضحك و شرماور گروهي از مهندسان ناسا در استفاده از واحدهاي اندازهگيري امپريال به جاي واحدهاي سيستم متريك در محاسبات خود،ناكام ماند.بار دوم نيز بازهم به خاطر بي دقتي مهندسان،كاوشگر مارس پولار لندر(كه با هدف نشستن بر روي قطب جنوب مريخ و انجام آزمايش هاي متنوع طراحي شده بود)به مقصد نرسيد.
اين دو تجربه ناموفق ناسا موجب شد تا پروژه هاي بعدي با دقت و وسواس بيشتري طراحي و اجرا شوند.مهم ترين بخش ماموريت كاوشگر به لحظه فرود آمدن آنها بر روي سطح مريخ مربوط مي شود،جايي كه كوچكترين بي دقتي و سهل انگاري،ويرانگر خواهد بود.در نتيجه،در تمام مراحل اجرايي پروژه فونيكس نهايت دقت و ظرافت به كار رفت و تصميم ناسا بر آن شد تا كاوشگر جديد آنها اين بار بر روي قطب شمال مريخ فرود آيد و از تجربيات ناموفق قبلي درس عبرت گرفته شد.بنابراين،ناميده شدن كاوشگر به نام فونيكس با ققنوس كه پرندهاي است كه در هنگام مرگ خود را آتش مي زند و سپس از خاكسترش،پرندهاي جديد سر بر ميآورد،كاملا معقول و پذيرفتني به نظر مي رسد.علاوه بر اين،بايد به اين نكته اشراه كرد كه طول مدت ماموريت فونيكس،نود روز است كه دقيقاً برابر با طول عمر ققنوس(سه ماه)مي باشد.
فرود فونيكس بر سطح مريخ،همزمان شده است با فرا رسيدن فصل تابستان در قطب شمال و محل فرود آمدن فونيكس كه«واستيتاس بوريليس»نام دارد.با شروع زمستان اين منطقه را لايهاي عميقي از دي اكسيد كربن يخ زده فرا مي گيرد و دربين اصلي فونيكس نيز براي عكس برداري لحظه به لحظه ئ از فاصله نزديك همين پديده طراحي شده است.با اين همه،مهمترين و پرهيجانترين بخش اين ماموريت،به عمليات متهكاري و سوراخ كردن سطح مريخ مربوط مي شود كه ضخامت يخ موجود بر روي سطح مريخ،بيش از نيم متر نيست و به همين سبب يك بازوي حفاري در فونيكس تعبيه شده است كه وظيفه دارد سطح مريخ را سوراخ كرده و با كمك يك دوربين پيشرفته از اعماق سطح مريخ عكس برداري كند.فونيكس همچنين وظيفه دارد تا از خاك قسمت هاي مختلف سطح مريخ در زمان حفاري،نمونهبرداري كرده و نمونه هاي جمع آوري شده را آزمايش كند.
اميد و آرمان اصلي ناسا از ارسال كاوشگر به مريخ يافتن شواهدي دال بر وجود حيات يا شرايط مطلوب براي زندگي در اين سياره است.
برخي از دانشمندان بر اين اعتقادند كه چون ميكروبها قادرند در يخبندان دائمي در سطح زمين به حيات خود ادامه دهند،پس مي توان در مريخ به جست و جوي ميكرو ارگانيزم ها پرداخت.فونيكس به گونه اي طراحي شده است كه قادر به شناسايي مولكولهاي ارگانيك و زنده در محيط اطراف خود است و همين مسئله ميتواند سفر اين كاوشگر به مريخ را هيجان آور و حتي تاريخي كند.تجزيه و تحليل اطلاعات مربوط به لايه هاي زيرين سطح مريخ و بررسي تركيبات شيميايي خاك مريخ مي تواند اطلاعات جالبي را در اختيار دانشمندان قرار دهد و به پرسش هاي بي شماري كه در ذهن آنها شكل گرفته است،پاسخ دهد.
ويليام بينتون،يكي از مسئولان ناسا گفت:«ما بر روي مريهخ آب پيدا كرديم.ما قبلاً شواهدي مبني بر وجود آب در سياره سرخ يافته بوديم اما اين اولين باري است كه آب بر روي مريخ لمس و بررسي شد.»
پيتر اسميت،رئيس محققان ماموريت فونيكس،اعلام كرد:«بررسيها نشان ميدهند كه در خاك مريخ مواد مغذي مانند سديم،پتاسيم،كنيزيم،كلر،و تمامي اين چيزهايي كه ما در بدن خودمان مييابيم وجود دارد و اين مواد براي ايجاد حيات بسيار مهم هستند.»
وي تصريح كرد با اين حال،ما هنوز كواد آلي در مريخ نيافتهايم تا بتوانيم وجود حيات بر روي مريخ را تاييد كنيم.
دانشمندان تلاش ميكنند تا منشا يخ در مريخ را بيابند و متوجه شوند كه آيا اين يخ تا به حال آب شده است يا خير و آيا با آب شدن يخ،يك محيط آبي كه باعث تغيير خاك مريخ و تغييرات شيميايي مي شود يا خير.
وي تصريح كرد بدين ترتيب ما اميدواريم بفهميم كه آيا منطقهاي قابل سكونت بر روي مريخ وجود دارد يا خير و آيا در اين منطقه آب به صورت مايع مواد آلي تشكيل دهنده حيات يافت مي شود.
هماكنون،بسياري از دانشمندان،به ويژه زيستشناسان، اميد بسياري دارند كه فونيكس در سطح مريخ به شواهد و وجود حيات دست يابد،اما حتي اگر پاسخ فونيكس به اين اميد منفي باشد،باز هم نبايد نااميد شد و به فرداهاي ديگر چشم داشت.آري،ققنوس،استعاره خوبي است براي نشان دادن روحيه كساني براي نشان دادن روحيه كساني كه در جستجوي حيات فرازميني هستند و اين آتشي فروزان و پراميد است كه با نتايج منفي،خاموش نخواهد شد و هميشه از آن،ققنوس سر برخواهد آورد.


