در زبان انگلیسی "کامپیوتر" به کسی میگفتند که محاسبات ریاضی را (بدون ابزارهای کمکی مکانیکی) انجام میداد. بر اساس "واژهنامه ریشهیابی Barnhart Concise" واژه کامپیوتر در سال ۱۶۴۶ به زبان انگلیسی وارد گردید که به معنی "شخصی که محاسبه میکند" بوده است و سپس از سال ۱۸۹۷ به ماشینهای محاسبه مکانیکی گفته میشد. در هنگام جنگ جهانی دوم "کامپیوتر" به زنان نظامی انگلیسی و آمریکایی که کارشان محاسبه مسیرهای شلیک توپهای بزرگ جنگی توسط ابزار مشابهی بود، اشاره میکرد.
به گفته ى كارشناسان حيات وحش اكثر حيوانات در برخورد با همنوعان بيمار يا مرده خود بى تفاوت رفتار مى كنند اما فيل ها اينگونه نيستند. فيل ها در صورت زخمى يا مريض شدن يكى از اعضاى گله ى خود براى بهبود حال جسمى او تلاش مى كنند، حتى ديده شده كه برگ هاى بزرگ درختان را بر روى زخم بدن همنوعان خود مى كذارند. به هر صورت فيل ها حي

برجستگیها و ویژگیهای شعر نظامی
-۱ تشبیهات و توضیحات او، زیبا و هنرمندانه و بسیار خیال انگیزند.
-۲ در تصویر جزئیات طبیعت و حالات، بسیار تواناست.
-۳ انتخاب الفاظ و کلمات مناسب که نتیجه آشکار آن، موسیقی شعر اوست.
-۴ ایجاد ترکیبات خاص و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند.
-۵تازگی معانی و ابداع ترکیبات تازه که در شعر نظامی به وفور یافت میشود، کلام وی را گاهی دچار ابهام میکند، علاوه بر اینها کثرت «لغات عربی» و «اصطلاحات علوم» و «اصول و مبانی فلسفه و معارف اسلامی» سخن این شاعر را دشوار و پیچیده کردهاست.
ادعای تفرشی بودن نظامی
بعضا ادعاهائی بر تفرشی بودن این شاعر بزرگ موجود است.این ادعا عمدتاً توسط اهالی تفرش مطرح میگردد و طبق این ادعا روستای «تا»که از توابع تفرش است به عنوان زادگاه اصلی نظامی عنوان میگردد. منشا این ادعاها میتواند اشعار ذیل از اقبالنامه میتواند باشد.
|
به تفرش دهی هست «تا» نامِ او |
نـــظامــی از آنـــجا شــده نامجو |
البته صحت و سقم اینکه این اشعار در اقبالنامه اصلی بوده و یا بعدا در آن وارد شده مورد بحث است
دلایل زیادی در رد این ادعا ارائه شدهاست از جمله دلیل نبود منطقه یا روستائی بنام «تا»توسط استاد نفیسی.اما دلیل استاد نفیسی از آنجائیکه روستائی بدین نام موجود است قاطع نیست.قاطعترین دلیل برای رد این ادعا این است که تفرش را تا پیش از قرن هشتم «طبرس»مینامیدند و این را میتوان در نام «شیخ طبرسی» – عالم و مفسّر قرن پنجم- دید.

در افغانستان کوهي بنام بابا يكي از پراوزه ترين كوهاي دنيا به شمار مي رود.كه در بین هندوکش و فیروز کوه واقع شده و بهطرف غرب به مسافت ۲۰۰کیلو متر اتمداد دارد . ارتفاع این کوه از ۴۰۰ تا۵۱۴۰ متر میرسد و قله معروف آن بنام شاه فولادی یاد میشود که ۵۶۰۰ متر ارتفاع دارد . دریای بلخ از قسمت غرب این کوه سر شچمه میگیرد و آب آن به هژده نهر تقسیم میشود و از این رو نواحی بلخ را هژده نهر هم یاد میکنند.

محمدرضا شجريان
در سال1319در مشهد به دنيا آمد و از كودكي زيرنظر پدرش به فراگيري آواز مشغول شد.او موسيقي را نزد اساتيد بزرگ موسيقي ايران و سنتور را از«فرامرز پايور»آموخت.شجريان جايزه پيكاسو-كه هر پنج سال به بزرگترين هنرمندي كه در جهت شناساندن فرهنگ و هنر كشورش مي كوشد اهدا مي شود-را دريافت كرد.برخي از كاست هاي او عبارتند از:زمستان است،دل مجنون،گنبد مينا،شب سكوت و كوير و...
همايون شجريان(فرزند محمدرضا شجريان) 31ارديبهشت ماه1354در تهران متولد شد و چون در همان دوران كودكي ضرب المثل«پسر كو ندارد نشان از پدر...» را شنيده بود،بنابراين به هنر پدر علاقمند شد و آن طور كه در بخش معرفي او در سايت دل آواز نوشته شده:«از كودكي علاقه به موسيقي و ريتم در او نمايان بود!»
علاقه او به موسيقي سبب شد نزد شادروان ناصر فرهنگفر و جمشيد محبي به فراگيري موسيقي بپردازد.از ده سالگي هم نزد پدرش تعليم آواز را شروع كرد. همايون بر خلاف بسياري از نوجوانان براي انتخاب رشته تحصيلي اش در دبيرستان مشكل خاصي نداشت.بنابراين به هنرستان موسيقي رفت و كمانچه را به عنوان ساز تخصصي انتخاب كرد و همزمان براي تكميل آموخته هايش نزد اردشير كامكار نيز آموزش مي ديد.از سال1370به بعد همراه محمدرضا شجريان و گروه آوا در كنسرتهاي ايران،آمريكا و اروپا تنبك نواخت.از سال1378 به بعد در كنسرتهاي پدرش به عنوان همخوان حضور داشت و در چنين دوره كنسرتهاي خارج از كشور با بزرگان موسيقي ايران روي صحنه رفت.
اما سرانجام همايون هم تصميم گرفت مثل هر پسري از پدر مستقل بشود و در سال1382اولين آلبوم مستقلش را با نام نسيم وصل راهي بازار كرد.كاست او با استقبال طرفداران موسيقي سنتي رو به رو شد و همين موفقيت سبب شد آلبومها ناشكيبا و شوق را هم براي علاقه مندان عرضه كند.


«پير قصهگوي ايران در بيمارستان كسري تهران دار فاني را وداع گفت»خبري كه در بيشتر رسانه ها روز يكشنبه 16 دي ماه1386به چشم ميخورد. حميدعاملي متولد1320 تهران است.او فعاليت فرهنگي خود را از سال1334با همكاري در نشريههاي «كيهان بچهها» و «اطلاعات فرهنگي» آغاز كرد. در همان زمان داستانهاي كوتاهيرابراي كودكان مينوشت و در پشت صحنه تئاتر هم فعاليتهايي را انجام ميداد. استاد عاملي از سال 1337 كار گويندگي را در راديو با برنامه زنده كارگران آغاز كرد و با آغاز اجراي برنامه «راه شب»از سال 1350در راديو صدايش براي مردم ايران ماندگار و جاودانه شد
.
كارهايشاخصعاملي،ايفاي نقش گروهبان والش در نمايش جاني دالر، اجراي برنامههاي راه شب، قصه ظهر جمعه و نيز توليد بيش از 892 قسمت از مجموعه هزار و يك شب است.زندهياد حميد عاملي در سال 82، از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان پيشكسوت اهل قلم معرفي شد. دقيقا شش روز پيش از ده ديماه، در استوديو هشت راديو تهران، مراسم بزرگداشت حميد عاملي با حضور ايشان انجام شد. در اين مراسم، پير قصهگوي راديو را در حالي كه روي صندلي نشسته بود،به استوديو آوردند. مرحوم عاملي پس از حضور در استوديو،شروع به صحبت كرد و چنين گفت:«من از خردادماه تاكنون هفت بار در بيمارستان بستري شدهام. بعد از اين مراسم هم به بيمارستان ميروم تا خوب شوم و دوباره برگردم و ديدن شما مرا بسيار خوشحال كرده است. من پنجاه سال از زندگي خود را در راديو گذراندم. از سال 1330 تا 1340 از شنبه تا پنجشنبه در استوديو ارگ بودم. در زمان ورودم از مرحوم نصرتا... محتشم خواهش كردم كه كار كردن در راديو را ياد بگيرم. فعاليت كردن زير نظر هوشنگ سارنگ و محتشم به مراتب بهتر از اين بود كه دو خط داستان شب بخوانم و در ادامه مراسم از ايشان تجليل و قدرداني شد و آخرين برنامه حميد عاملي كه ضبط شده بود، در استوديو طنينانداز شد كه در آن ميگفت: الان نمي توانستم قصه بگويم،چون جان حرف زدن ندارم. من با راديو بزرگ شدهام وبه آن عشق ميورزم. همه چيز من راديو است.اميدوارم كه بتوانم دوباره پايم را در ميدان ارگ و محوطه راديو بگذارم.»
و اينبار پيرقصهگو نميدانست براي وداع آمده نه براي قصه گفتن چرا كه صداي او در شبي سرد و برفي براي هميشه خاموش شد.

تيري دانيل هانري در سال1977در شهر پاريس فرانسه متولد شده است.اولين حضور هانري در فوتبال حرفهاي عضويتش در تيم موناكو بود.او آن زمان17سال داشت و احتمالاً نميدانست بازيهايش باعث ميشود در آينده پله او را جزو يكي از125بازيكن برتر فوتبال به حساب آورد.هانري در سال1999با دستمزد7/10ميليون پوند به يوونتوس پيوست ولي چون مجبور شد در پست غير تخصصي خودش بازي كند دچار«يأس بازي كردن در پست غيرتخصصي(!)» شد و به آرسنال پيوست.او در آرسنال خوش درخشيد و توانست كاپيتان اين تيم شود و علاوه بر آن با به ثمر رساندن بيش از185گل در آرسنال ركورد تاريخي ايان رايت (بازيكن افسانه اي اين تيم)را بشكند.
البته يوفا اسپانيا را صدهزار فرانك سوئيس جريمه كرد تا اين شبهه ايجاد شود كه گويا هانري منبع درآمد سازمانهاي بينالمللي فوتبال شده!
تيري هانري در جام جهاني2006در حد و اندازههاي هانري افسانهاي ظاهر نشد هر چند كه همسرش(كه يك خانم انگليسي است و حاصل زندگي مشتركش با تيري بچهاي يك ساله است)ميتواند در اين مواقع به تسلط شوهرش به زبانهاي انگليسي،فرانسه و ايتاليايي اشاره كند و پز آنها را بدهد!
«تيري آنري»يك لحظه آرام و قرار ندارد.تنها مدافعين تيم هاي مقابل نيستند كه از دست او آرامش ندارد،بلكه خبرنگاران هم براي يك لحظه ياقتن و چند دقيقه گفتگو با وي دچار مشكل مي شوند.او همواره تمرين مي كند و به ندرت با هم تيمي هايش در محل باشگاه بارسلونا ناهار مي خورد.
وقتي خبرنگاران موفق به يافتن او مي شوند،طي مدتي كوتاه مثلاً موقع ناهار در حالي كه كليد اتومبليش را در دست دارد با آنها گفتگو مي كند.
او كه در سن22سالگي قهرمان جهان و اروپا شده بود، اكنون با گذشت8سال هنوز يكي از بهترين مهاجمان دنياست.او از بهترين گلزنان اروپاست.
درست مثل پول
گلهايي كه هانري به ثمر مي رساند،درست مثل پول و سرمايه كار اوست،اما به قول خودش اينها پول نقره اي هستند،او مي گويد:«من به همراه تيم ملي افتخارات بسياري به دست آوره ام و اكنون حقيقتاً به دنبال به دست آوردن عنوان قهرماني به همراه باشگاه خود هستم.اين عنوانهاي قهرماني مي تواند،قهرماني ليگ باشد يا چيز ديگر،اما به دنبال يك عنوان با افتخار هستم.»
ما مي توانيم
هانري اميد بسياري به بارسلونا دارد.او مي گويد: «بارسلونا تيم بزرگي است و به نظر من ما مي توانيم به هرچه مي خواهيم دست يابيم.از وقتي به بارسلونا پيوستم، مواقعي پيش آمده كه ما اعتماد به نفس خود را تا حدي از دست داده ايم و نتيجه نگرفته ايم،اما وقتي مصمم به انجام كاري شده ايم و بر روي آن تمركز كرده ايم،حتماً نتيجه گرفته ايم ما مي توانيم هر تيمي را در دنيا شكست دهيم!»
كار با ريكارد لذت دارد
هانري نقش مربي فرانسوي آرسنال را در موفقيت خود و اين تيم بسيار مهم مي داند و مي گويد:«به خاطر آرسن است كه بسياري از بازيكنان به اين تيم آمده اند و همه ما از بازي در كنار او لذت مي برديم.فكر مي كنم خود او هم از اينكه مربيگري چنين بازيكناني را بر عهده دارد خشنود است.از اينكه او قراردادي جديد با آرسنال امضا كرد،خيال همه آسوده شد.اين،هم براي بازيكنان خوب است و هم براي باشگاه.»
هانري در درباره مربي جديد خود مي گويد:«ريكارد مي داند با بازيكنان چطور رفتار كند.فقط ما فرانسوي ها همچون ليليان تورام و لودويك ژولي نيستيم كه از همكاري با او لذت مي بريم،ديگر بازيكنان هم همين احساس را دارند.او مانند ديگر مربيان نيست كه مدام بگويد،چه كار بكنيد و چه كار نكنيد.او مي گذارد تا بازيكنان بازي خود را بكنند.»
هانري ابتدا در موناكو زير نظر ونگر بازي كرد.او در نوجواني بعد از هر سال آموزش در مدرسه فوتبال ملي فرانسه به باشگاه موناكو پيوست.مدير اين مدرسه مي گويد،هانري در يك بازي طي ده دقيقه5گل به ثمر رساند و سريعترين بازيكن جوان آن مدرسه بود.ونگر در موناكو،از همان روزهاي اول هانري را در پست مهمي در بال تيم قرار داد.
هنوز در حال يادگيري
هانري مي گويد:«هنوز نكات بسياري است كه بايد بياموزم.فوتبال بازي است كه هر روز و هر روز بايد براي پيشرفت در آن برنامه ريزي كرد و نكته ها آموخت.اينكه ياد بگيريم حفظ توپ كنيم،ضربه آخر بزنيم و توپ را زا حريف بگيريم،كافي نيست.نبايد در يك مرحله باقي ماند و آن را كافي دانست.»
فرق ميان ايتاليايي ها و انگليسي ها در فوتبال
هانري هنوز طعم تلخ شش ماهي را كه در سال1999 در يوونتوس به سر برد از ياد نبرده است.او سه گل در12 بازي سريAبه ثمر رساند و در پست هافبك راست بازي كرد،اما از بازي در اين تيم ناراضي بوده و هنوز هم هست.مي گويد:«در ايتاليا مردم نسبت به باشگاه هاي مورد علاقه شان اهميت زيادي قائل هستند،نه فقط وقتي باشگاه مي برد يا مي بازد يا مساوي مي كند.آنها هميشه يك نظر ثابت نسبت به باشگاه مورد علاقه شان دارند،البته گاهي نااميدي و ناخشنوديشان را نشان مي دهند،اما سرانجام هميشه باشگاه را تشويق مي كنند.»
هانري مي گويد:«وقتي در انگليس يا اسپانيا،بازي فوتبال را تماشا مي كنيد،نمي توانيد رباره چند دقثقه بعد پيش بيني كنيد،حتي اگر تيمي0-2جلو يا عقب باشد يا تيمي با9نفر بازي كند،نمي توانيد درباره برد و باخت آن پيش بيني كنيد، اما در ايتاليا،اين طور نيست،گاهي چون تيم ها فقط يك مساوي مي خواهند،هجومي بازي نمي كند و هيچ تلاشي از خود نشان نمي دهند.در انگليس هر تيمي كه باشد براي مساوي بازي نمي كند،آنها براي نتيجه گرفتن تلاش مي كنند و همه مي خواهند برنده شوند.به همين دليل من از بازي در انگليس و اسپانيا لذت مي برم.»
هانري كه به دليل ويژگي هايش مود توجه رژه لمه قرار دارد،درباره جام جهاني2002مي گويد:«ما بازي تداركاتي نداشتيم،چون هر تيمي كه مقابل ما در چنين رقابت هايي حاضر مي شود مي خواهد چيزي را ثابت كند.»
ادامه مي دهد:«در جام جهاني بايد در انتظار بازي آفريقايي ها بود.هيچ كس درباره آنها حرفي نمي زند اما آنها هميشه قدرتمند و با مهارت بوده اند،اكنون نظم را هم بايد به آن اضافه كرد.»




