تبليغاتX
تخته ســبز

تخته ســبز

نوشتن روي تخته سبز براي همه آزاد است

چند واژه

پيراقطب:ستارگاني كه اطراف قطب ها گردش مي كنند و غروب ندارند،يعني هميشه ديده مي شوند.

پرتوفشاني،تابش،پرتوافشاني:امواج انرژي،گرما يا ذرات مربوط به يك جسم،كه در طراف پراكنده شوند.

خوشه كروي:گروهي از چند هزار ستاره تا يك ميليون ستاره كه در هاله كهكشان قرار گرفته اند.

خوشه:گروه هايي از ستارگان يا كهكشان ها كه نزديك به يكديگر قرار دارند.

راه شيري:نوار بزرگي از نور در آسمان كه از ميليون ها ستاره اي كه كهكشان ها را ساخته اند،شكل گرفته است.

ستاره دوتايي:دو ستاره كه دور يكديگر گردش مي كنند و با نيروي جاذبه در نزديكي يكديگر قرار گرفته اند.

ستاره كوتوله:ستاره اي معمولي شبيه به خورشيد،يا يك ستاره خيلي كوچك با عمر زياد.

كهكشان:گروه انبوهي از ستارگان،غبار و گاز،كه با نيروي جاذبه در كنار يكديگر قرار گرفته اند.در هر كهكشان،ميليون ها يا ميلياردها ستاره وجود دارد.

مثلثات:مبحثي در علم رياضي كه ارتباط بين اضلاع يك مثلث و زواياي آن را بررسي مي كند.

هسته:مركز يك جسم را مي نامند،مانند قسمت فشرده اي در وسط كهكشان.

واكنش هسته اي:پديده اي كه در آن اتم هاي يك گاز در ستاره اي به هم بپيوندند تا اتم هاي بزرگ تري بسازند و انرژي زيادي به صورت گرماي فوق العاده توليد شود.

برخي صور فلكي

اژدها:شامل تعدادي ستاره كم نور و پراكنده است كه به صورت خطي پشت سر هم قرار گرفته اند.سر اژدها از4ستاره تشكيل شده كه در نزديكي ستاره نسرواقع(از صورت فلكي چنگ رومي)قرار دارند.نسرواقع پنجمين ستاره نوراني در آسمان شب است.دم اژدها در اطراف صورت فلكي خرس كوچك،پيچيده است.

خرس كوچك دب اصغر:درخشان ترين ستاره اين صورت فلكي،ستاره قطبي نام دارد.اين ستاره،تنها ستاره اي در نيمكره شمالي است كه به نظر مي رسد،اصلا حركت ندارد.علت آن هم قرار گرفتن ستاره قطبي در امتداد محور كره زمين است كه از قطب شمال مي گذرد.به اين ترتيب با چرخش زمين،ستاره ثابت به نظر مي آيد،در حالي كه بقيه ستارگان در اطراف آن مي چرخند.اين ستاره هميشه در جهت شمال در آسمان ديده مي شود.

خرس بزرگ دب اكبر:هفت ستاره اصلي اين صورت فلكي،شكلي شبيه ملاقه،خيش(گاو آهن)يا يغلاوي(ظرف غذاي سربازان)است.ستارگان دوبه و مراق در اين صورت فلكي به نام«دو راهنما»مشهور هستند كه با وصل كردن آن دو امتداد دادن حدود5برابر،به ستاره قطبي مي رسيم.

گاو چران عوا:با ادامه دادن دم خرس بزرگ به ستاره سماك رامح مي رسيد كه چهارمين ستاره نوراني آسمان است و در صورت فلكي گاوچران قرار دارد.هر سال11تا16دي ماه،بارش شهابي موسوم به ربعي اطراف اين صورت فلكي و دم خرس بزرگ،رخ مي دهد كه البته تا پيش از نيمه شب به آساني قابل مشاهده نيست.

شير كوچك:اين صورت فلكي بسيار كم نور و به دشواري ديده مي شود.

سرطان خرچنگ:گروهي از ستارگان كه بين صورت فلكي شير و دو پيكر قرار دارند.خوشه باز ستارگان موسوم به ام-44در اين صورت فلكي است كه به نام هاي لانه زنبور يا كندو هم شناخته مي شود.


نویسنده : ساعت 12:47 تاریخ چهارشنبه سی ام آبان 1386
دسته بندی :آسمان شب

          لینک مطلب


«پرويز پرستويي»در سال1334 در همدان به دنيا آمد و بازيگري با ايفاي نقش«ديار عاشقان»(1362)آغاز كرد. پرستويي در كارنامه سينمايي خود در نقش هاي متفاوتي ظاهر شده و هر بارهم به خوبي از عهده اجراي نقشهايش برآمده.او با فيلمهاي«مرد عوضي» و«ليلي با من است»نشان داد كه پس از نقش هاي كمدي هم بر مي آيد. همچنين توانسته ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد را در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر به خاطر بازي در فيلم«ليلي با من است»به دست بياورد.وي در سال1381با بازي در فيلم«خاك سرخ»به كارگرداني«ابراهيم حاتمي كيا»با در يك سريال تلويزيوني ظاهر شد.او با بازي در فيلم پرحاشيه و جنجالي «مارمولك»به كارگرداني«كمال تبريزي» نشان داد كه علاوه بر بازي در نقش هاي كمدي توانايي بازي در قالب تمام اقشار جامعه را دارد.دومين سريال تلويزيوني او با نام«زيرتيغ»به كارگرداني«محمدرضا هنرمند»سال گذشته از شبكه يك سيما پخش شد و با استقبال پر شور مردم سينما دوست ايران قرار گرفت.امسال نيز اين فيلم در جشنواره سريال هاي تلويزيوني ايتاليا شركت كرد و مورد استقبال مردم ايتاليا نيز قرار گرفت. پرويز پرستويي نيز به عنوان بهترين بازيگر مرد اين جشنواره انتخاب شد.اين فيلم قرار است امسال از چهل و نه شبكه تلويزيوني خارجي پخش شود.بعضي از فيلم هاي او عبارتند از:«حكايت آن مرد خوشبخت» (1369)،«آدم برفي» (1373)،«ليلي با من است»(1374)،«آژانس شيشه اي»(1377)،«روبان قرمز»(1378)، «آب و آتش» (1379)،«عزيزم من كوك نيستم»(1380)،«مارمولك»(1381)،«به نام پدر»(1383)،«بيد مجنون» (1384)، «پاداش سكوت»(1386)


نویسنده : علي دانشيان ساعت 12:41 تاریخ چهارشنبه سی ام آبان 1386
دسته بندی :بوم و رنگ

          لینک مطلب


امروزه با شنيدن كلمه جشن،خسيلي زود به ياد شادي و خوشجالي ما افتيم.اما اين واژه در اصل به معني نيايش و ستايش است و در دين زرتشتي همواره نيايش هاي همگاني با شادي همراه بوده است.ايرانيان در قديم معتقد بودند كه تنها با شادي و نيايش به درگاه پروردگار مي توانند در زندگي نوفق باشند.در اين شما را با چند جشن دين زرتشت آشنا مي كنيم:

جشن هاي ماهانه:هر سال12ماه و هر ماه30روز دارد كه در دين زرتشتي هر روز يك نام مخصوص به خود دارد؛مانند اورمزد،وهمن،ارديبهشت و... در ميان نام روزها،نام ماه هاي سال نيز وجود دارد و هرگاه نام ماه با نام روز يكي مي شد آن روز را جشن مي گرفتند و به آخر نام آن واژه«گان»مي افزودند؛مانند جشن مهرگان، ارديبهشت گان و...

جشن نوروز:نوروز،جشن آشناي هر ايراني است و همه ايرانيان با آداب و رسوم آن آشنا هستند.جشن نوروز آن چنان كه از نامش پيداست نو شدن سال و ماه و روز را نويد مي دهد.در داستانها آمده است كه در اين روز پادشاه ناك كردار ايراني،«جمشيد پيشدادي»به تخت نشست. در دوران اين پادشاه اسطوره اي،مردم با راستي و درستي رفتار مي كردند و به پاس نيك كرداري شان،خداوند آنها را از غم،بيماري،حسد و مصاثب ديگر حفظ مي كرد.

جشن تيرگان:در روز تير از ماه تير اين جشن جذاب و جالب برگزار مي گردد.در اين جشن زرتشتيان براي ريزش باران دعا مي خوانند و از خداوند مي خواهند كه تابستان با خشكسالي همراه نباشد و سپس با آب بازي به شادي مي پردازند و تا مي توانند همديگر را خيس مي كنند.از ديگر سنت هاي اين جشن بستن رشته اي از هفت نخ ابريشمي با هفت رنگ مختلف به دست است كه آن را «تير و باد»مي نامند.يعني در روز«نير»آن را به دست مي كردند و در روز«باد»به باد مي دادند.«آرش كمانگير»-قهرمان اسطوره اي ايران-در اين روز(يعني جشن تيرگان)،تير خود را پرتاب كرد و مرزهاي سرزمين را مشخص كرد.

جشن مهرگان:مهر به معني خورشيد،مهر و محبت و عهد و پيمان است.جشن مهرگان در روز مهر از ماه مهر برگزار مي شود و اين جشن به اندازه نوروز براي زرتشتيان ارزشمند است.بنا به روايات،در اين روز ايرانيان كه از ستم‌ «ضحاك»به ستوه آمده بودند،به سركردگي«كاوه آهنگر»بر ضد ضحاك شورش مي كنند و او را در كوه دماوند زنداني مي كنند.

جشن نوروز آغاز فصل گرما و جشن مهرگان آغاز فصل سرما را نويد مي دهد.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 12:38 تاریخ چهارشنبه سی ام آبان 1386

          لینک مطلب


طرح اوليه جايزه نوبل زماني به فكر آلفرد نوبل (مخترع سوئدي ديناميت)رسيد كه متوجه شد از ديناميت به جاي استفاده صلح آميز مانند راه سازي،حفر چاه،معدن و تونل و... در موارد غير صلح آميز مثل جنگها استفده مي شود! اينجا بود كه آلفرد دچار وجدان درد شديد شد و تصميم گرفت براي جبران استفاده هاي نامشروع بشر از ديناميت يك كار خوب و ماندگار انجام دهد.

نوبل سال1986و درست چند روز مانده به پايان عمرش يك وصيت نامه غيررسمي نوشت و در آن تمام ثروتش را كه از اختراع ديناميت و مالكيت شركتهاي نفتي حاصل شده بود به پيشرفت نوع بشر و حمايت از فعاليت هاي علمي و صلح طلبانه اختصاص داد.

پس از مدت زيادي بحث و تبادل نظر قرار شد جايزه نوبل شامل يك مدال طلا با تصوير آلفرد نوبل و مقدار قابل توجهي پول باشد و هرساله به برندگان اين جايزه اهدا شود.البته جايزه نوبل به همين كشكي به كسي داده نمي شود و براي شناسايي برندگان اين جوايز سه مرحله وجود دارد:

مرحله اول:در اين مرحله انجمن نوبل براي سه هزار نفر از نخبگان و فرهيختگام علمي و ادبي و هنري سراسر جهان دعوتنامه هايي مي فرستد و از آنها مي خواهد تا در هر رشته كانديداهاي موردنظرشان را معرفي كنند.اين مرحله درست يك سال قبل از اعلام اسامي برندگان جايزه نوبل انجام مي شود.

مرحله دوم:در بهار و تابستان هرسال كانديداهايي كه به مرحله دوم رسيده اند به طور دقيق مورد بررسي قرار مي گيرند و كميته هاي براي دقت بيشتر در كار،براي هر بخش از نظرات ده كارشناس استفاده مي كنند.

مرحله سوم:در اين مرحله كه در ماه سپتامبر انجام مي شود،به تدريج اسامي برندگان هررشته اعلام و مراسم اهداي رسمي جوايز هم اول دسامبر هر سال در كشور سوئد برپا مي شود.جالب است بدانيد كه اطلاعات نحوه انتخاب كانديداهاي اوليه و نهايي،اسامي آنها،رأي گيريها و... تا پنجاه سال محرمانه است و در اختيار افكار عمومي قرار نمي گيرد.

در تاريخ نوبل ماري كوري توانست دو بار اين جايزه را به دست بياورد.او هم سال1903در رشته فيزيك همراه شوهرش پير كوري و استادش هانري بكرل نوبل گرفت و هم سال1911در رشته شيمي موفق به كسب اين جايزه شد.

البته تا به حال چندنفر هم از پذيرفتن اين جايزه خودداري كرده اند.اولين كسي كه جايزه نوبل را نپذيرفت نيكلا تسلا بود كه سال1912از پذيرفتن جايزه اش(به دليل شريك بودن آن با اديسون!)خودداري كرد.البته ژان پل سارتر هم سال1964جايزه نوبل را نپذيرفت.

تنها دوره اي كه جايزه نوبل به كسي اهدا نشد سال هاي شعله ور بودن آتش جنگ جهاني دوم بود.چون در آن زمان دانشمندان يا در اردوگاههاي كار اجباري بودند يا در ميدانهاي جنگ مي جنگيدند و يا دنبال جور كردن معافي براي نرفتن به خدمت سربازي بودند!جايزه اي كه پس از شكل گيري اولين دوره اهداي جوايز نوبل به اين بنياد علمي اضافه شد جايزه نوبل اقتصاد بود.

در ايران هم شيرين عبادي سال2003جايزه صلح نوبل را برد.البته سال1363هم چيزي نمانده بود احمد شاملو نوبل ادبيات را بگيرد كه خوب،نشد!

نوبلي براي مسخره ترين تحقيقات بشري

هرسال،همزمان با برگزاري مراسم اهداي جوايز نوبل رشته هاي مختلف،مراسم جالبي هم در دانشگاه هاروارد برگزار مي شود كه ايگ نوبل نام دارد.اين مراسم تا حدودي شبيه نوبل است ام با اين تفاوت كه داوران آن در هررشته اي به مسخره ترين تحقيقات انجام شده جايزه مي دهند!جايزه ايگ نوبل براي اولين بار سال1991در سالن تأتر ساندرز دانشگاه هاروارد برگزار شد و بعد از آن هر سال به صورت مرتب برپا مي شود.انجمنهاي اهداكننده اين جايزه عبارتند از:مجله علوم طنزآميز و تحقيقات نامعقول سالانه،جامعه رايانه اي هاروارد،اتحاديه اختراعات رادكليف ها،جامعه دانشجويان فثزيك هاروارد و موسسه نشر كتاب تاريخچه بهترين اختراعات نامعقول!جوايز برندگان ايگ نوبل توسط برندگان نوبل به آنها اهدا مي شود.جالب است بدانيد در جريان برگزاري اين مراسم گروههاي غيرعادي مختلفي حضور داشتند و در ميان شركت كنندگان اطلاعيه هايي پخش كردند.مثلاً گروه حاميان حقوق باكتري ها با بخشاطلاعيه اي در اين مراسم از مردم خواستند از شستن دستها و كشتار باكتري ها خودداري كنند!

در ادامه با هم اسامي،كشفيات و تحقيقات برندگان امسال و سالهاي قبل ايگ نوبل را مي خوانيم:

اقتصاد(2005):گوري ناندا براي اختراع ساعتي كه متحرك است و تا مطمئن نشود صاحبش از خواب بيدار نشده و سركارش نرفته،ول كنش نيست!

شيمي(2005):ادوارد كسلروبرايان كنليفينگر براي تحقيقات روشنگرانه شان درباره اين مسأله كه مردم در آب سريع تر شنا مي كنند يا شربت؟!

تغذيه(2005):دكتر بوشير و ناكامان از توكيو به خاطر34سال عكسبرداري و شمارش غذاهايي كه خورده بودند!

پزشكي(2004):استيو استاكوجيمز گاندلاج براي انتشار گزارششان درباره تأثير موسيقي محلي روي انگيزه آدمها براي خودكشي.

فيزيك(2003):جك هارون،جان كالونور، وارن پاين و...از استراليا براي انتشار گزارشي در مورد نيروهاي مختلفي كه بايد صرف هدايت گوسفندان شود!

پزشكي(2003):اليور ماكيور،انگريد جانسورد و...از كالج لندن براي ارائه مدركي كه نشان مي داد مغز رانندگان تاكسي لندن توسعه يافته تر از بقيه انگليسي هاست!

بهداشت(2002):ادواردو سگوآرا و آست از اسپانيا براي اختراع ماشين لباسشوئي مخصوص گربه ها و سگها!

صلح(2001):ويليو ماس مالينا سكوس از ليتواني براي ساخت پارك تفريح و سرگرمي دنيايي استالين.

پزشكي(2001):پيتر بارس براي انتشار گزارشي در مورد جراحي جراحات ناشي از افتادن نارگيل روي سر مردم.

نجوم(2001):دكتر جك و رگزلاوان لمپ براي كشف اين مسأله كه سياهچاله ها تمام احتياجات فني كه جهنم نياز دارد(مثل حرارت،فشار و...)برآورده مي كند.

علوم رايانه(2000):كريس نيس و اندروز توكسون براي اختراع نرم افزار حسگر پنجه گربه كه گربه هاي اطراف كيبورد رايانه را بلافاصله شناسي كند.

ادبيات(1999):انيستيتو استاندارد بريتانيا به خاطر انتشار شش صفحه مقاله در مورد روش هاي جديد درست كردن قهوه.

جامعه شناسي(1999):استيون پن فوله از تورنتو براي رساله دكترايش با موضوع جامعه شناسي مغازه هاي پيراشكي فروشي.

صلح(1998):نواز شريف(رئيس جمهور پاكستان) و واجپايي(رئيس جمهور هند)به خاطر انفجارهاي اتمي صلح دوستانه شان.

ادبيات(1993):اين جايزه به مقاله جستجوي مدارك پزشكي تعلق گرفت كه پنج صفحه بود و صدنفر در تهيه آن تلاش كرده بودند.

فيزيك(1999):دكتر لن فيشر از انتگلستان به خاطر محاسبه بهترين روش براي خيساندن بيسكويت در چاي!

آموزش علوم(1999):مركز آموزشي ايالت كلنزاس و مركز آموزش ايالت كلرادو  به خاطر بخشنامه اي كه براي دانش آموزان صادر كرده و در آن از بچه ها خواسته بود تئوري تكامل داروين،تئوري نيروي گرانشي نيوتن و تئوري مسبب ايجاد بيماريهاي پاستور را باور كنند!

صلح(1993):شركت پپسي كولا در فيليپين كه به خاطر اشتباه در برگزاري قرعه كشي محصولاتش باعث شكايت بيش از800هزار نفر از مردم فيليپين شده بود.اتحاد از مردم فيليپين درباره يك موضوع خاص تاكنون در تاريخ اين كشور بي سابقه بوده!

فيزيك(1993):اداره هواشناسي ژاپن براي هفت سال تحقيق درباره اين موضوع كه آيا گربه ماهي ها مي توانند با جنباندن دمشان زلزله به وجود بياورند يا نه!


نویسنده : علي دانشيان ساعت 12:36 تاریخ چهارشنبه سی ام آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


محمدشاه قاجار در سال1264قمري از دنيا رفت و ناصرالدين ميرزا وليعهد بر اثر تدبير و كفايت ميرزا تقي خان،پيشكار خون كه سمت نظام آذربايجان را نيز داشت به سلطنت رسيد و از تبريز عازم تهران گرديد.وزير نظام در بين راه به لقب امير نظام و پس از رسيدن به تهران و تاجگذاري رسمي شاه اتابك ملقب و مقام صدرات عظمي نائل گرديد.او سپس به نام اميركبير خوانده شد.از نوآوريهاي امير تأسيس دارلفنون بود.انديشه امير در بناي دارلفنون از يك سرچشمه الهام نگرفته بود،بلكه حاصل مجموعه آموخته هاي او بود.آكادمي و مدرسه هاي مختلف روسيه را ديده بود،در كتاب جهان نماي جديد كه به ابتكار وزير نظام خود او ترجمه و تدوين شد،شرح دارلمعلم هاي همه كشورهاي غربي را در رشته هاي گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان آنها خوانده بود،و از بنيادهاي فرهنگي دنياي جديد خبر داشت.در ضمن از مدرسه«طبيه»و «عسگريه»عثماني كه در لواي تنظيمات ساخته بودند،آگاه بود.اما تركان هنوز دارلفنون نداشتند.از آن گذشته مي دانيم كه در زمان عباس ميرزا و محمدعلي شاه به علم و صنعت جديد توجهي پيدا شد.از يك سو خبرگان نظامي و مهندسان فرنگي به ايران آمدند و از سوي ديگر چند دسته شاگرد به فرنگستان دروانه گرديدند.تأسيس مدرسه اي براي تعليم دانش و فن غربي مستلزم آوردن استادان خارجي بود و به علاوه مراقبتي پي گير لازم داشت.در عوض دامنه فعاليت آن گسترده بود و تأثيرش در تحول اجتماعي عميق تر.امير تصميم به اين كار گرفت.

وجهه نظر امير را در ايجاد دارلفنون بايد به درستي بشناسيم.ذهن امير در اينجا و در درجه اول معطوف به دانش و فن جديد بود و بعد به علوم نظامي توجه داشت.اين معني از مطالعه تطبيقي برنامه درسهاي دارلفنون و نامه هاي امير راجع به رشته تدريس استاداني كه استخدام شدند،روشن مي گردد.رشته هاي اصلي تعليمات دارلفنون به نحوي كه او در نظر گرفته لود عبارت بودند از: پياده نظام و فرماندهي،توپخانه،سواره نظام،مهندسي، رياضيات،نقشه كشي،معدن شناسي،فيزيك و كيمياي فرنگي و داروسازي،طب و تشريح،تاريخ و جغراقيا و زبانهاي خارجي.مدرسه هفت شعبه داشت و پاره اي موارد مزبور مشترك بود.در ضمن بايد دانسته شود كه براي فنون نظامي دستگاه تعليمات جداگانه اي در خود تشكيلات لشكري تعبيه نهاد و شعبه علوم جنگي دارلفنون مكمل آن به شمار مي رفت.و همان مربيان قشوني،شعبه نظامي مدرسه را هم اداره مي كردند.

سنگ بناي دارلفنون در اوايل سال1266قمري در زميني واقع در شمال شرقي ارك سلطنتي كه پيش از آن سربازخانه بود،نهاده شد.نقشه آن را ميرزا رضاي مهندس كه از شاگرداني بود كه در زمان عباس ميرزا براي تحصيل به انگلستان رفته بود،كشيد؛و محمدتقي خان معمارباشي دولت،آن را ساخت و شاهزاده بهرام ميرزا به كار بنايي آن رسيدگي مي كرد.ساختمان قسمت شرقي دارلفنون تا اواخر1267قمري به انجام رسيد و مورد استفاده قرار گرفت. بقيه آن تا اوايل سال1269پايان يافت.چهار طرف مدرسه را پنجاه اتاق«منقش مذهب»هركدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته،جلوي آنها را ايوانهاي وسيع بنا نمودندا.در گوشه شمال شرقي تالار تأتر احداث شد.در پشت دارلفنون كارخانه شمع كافوري و آزمايشگاه فيزيك و شيمي و داروسازي برپا نمودند.چاپخانه اي هم ضميمه آن گرديد،به علاوه كتابخانه و سفره خانه اي نيز ساختند.درب دارلفنون به طرف خيابان ارك«باب همايون»باز مي شد؛درب كنوني آن در خيابان ناصريه به سال1293قمري ساخته شد.مدتها پس از ساختمان اوليه،قسنتهاي ديگري به آن افزوده گشت...

مدرسه در دست ساختن بود كه امير ژان داود خان را در سال1266قمري براي استخدام معلم به اتريش(نمسه) و پروس فرستاد.وي از آوردن استادان انگليسي و فرانسوي و به طريق اولي روسي،روگردان بود.دكتر ياكوب ادوارد پولاك اتريشي انديشه امير را در درست دريافته است.او مي نويسد:«امير نظام با وجود تجربه هاي تلخ و مخالفت سختي كه نسبت به نفوذ بيگانگان داشت،يقين مي دانست كه بدون جلب معلمان خارجي مقصودش حاصل نخواهد شد»

باز مي نويسد:«نظر امير آن بود كه معلمان خارجي بايد از مداخله در امور سياسي مملكت خودداري نمايند،و تنها به كار تدريس بپردازند.به همين ملاحظه از استخدام معلم روسي و انگليسي و فرانسوي صرف نظر كرد»

سرانجام موسيو ژان داود خان مترجم اول دولت ايران در سال1267قمري به اصرار امير و با نامه ناطرالدين شاه به وين رفت و پس از باز يافتن حضور امپراطور«فرانسوا ژوزف»نامه شاه را تسليم كرد و مورد مهرباني دولت قرار گرفت.مسافرت او زياد طول كشيد،يعني قريب يك سال و چهار ماه.نامه هاي امير به ژان داود حكايت از اصرار پي در پي او مي كند كه مأموريتش را هر چه زودتر به انجام رساند و استادان را روانه كند.در نامه24رمضان سال1267 قمري مي گويد:بناي«مدرسه نظاميه»تمام شد.لازم است «بدون هيچ معطلي معلمين را برداشته با خود بياورد.زيادتر از اين طول ندهد»ژان داود با هفت تن از معلمين به طور جداگانه(در12شوال1267)قرار داد امضا نمود و هنريك بارب كه مترجم ديوانخانه بزرگ دولت اتريش بود،پاي آنها را مهر و تصديق كرد.هفت معلمي كه از اتريش استخدام گرديدند از اين قرار بودند:

1-كاپيتان زاتيZattie(زطي،ساتي)معلم مهندسي

2-كاپيتان گومنزGumones(كومنس)معلم پياده نظام و فن رزم آزمايي

3-نايب اول كرزيزKreziz(كرشش)معلم توپخانه

4-نايب اول نميروNemiro(نمرو)معلم سواره نظام

5-كارنتاCarnotta(چرنطاي،گارنوطا)معلم معدن شناسي

6-دكتر پولاكDr.Polakمعلم طب و جراحي و تشريح

7-فكتي(فكتي،كوتاكي،فكاته)معلم علوم طبيعي و داروسازي

از آن عده گومنز و نميرو قبلاً با ايران رسيده بودند. بقيه در27محرم1268قمري يعني دو روز پس از عزل امير از خدمت،همراه ژان داود خان به تهران وارد شدند.دكتر پولاك در وصف حال معلمان اتريشي مي نويسد:«ما24 نوامبر1851وارد تهران شديم.پذيرايي سردي از ما نمودند. احدي به استقبال ما نيامد و اندكي بعد خبردار شديم كه در اين ميان اوضاع تغيرر يافته و چند روز قبل از ورود ما در نتيجه توطئه هاي دربار و علي الخصوص توطئه مادر شاه كه از دشمنان سخت اميرنظام بود،ميرزا تقي خان مغضوب گرديده است».در ادامه پولاك مي نويسد:«سفير انگليس از استخدام معلمان اتريشي خرسند نبود و كوشش كرد از ميان مهاجران ايتاليايي چند نفر را استخدام كند.اما خود ناصرالدين شاه طرفدار تأسيس مدرسه و نگاه داشتن استادان اتريشي بود»

1

2

نخست در نظر بود كه سي شاگرد بين چهارده و شانزده ساله بپذيرند،اما اين وعده در همان اولين سال افتتاح مدرسه به صد و پنجاه نفر رسيد.دارلفنون روز يكشنبه پنجم ربيع الاول1268(سيزده روز پيش از قتل ميرزا تقي خان)رسماً گشايش يافت.رياست آن به ميرزا محمد علي خان وزير امور خارجه سپرده شد.او يك ماه و نيم بعد مرد(18ربيع الثاني1268قمري)و عزيزخان آجودان باشي به آن مقام انتخاب گرديد و رضاقلي خان هدايت ناظم امور مدرسه بود.دارلفنون در اوايل تأسيس شامل هفت شعبه بود:مهندسي،پياده نظام،سواره نظام،توپخانه، طب و جراحي،معدن شناسي،علوم طبيعي مشتمل بر: فيزيك و كيمياي فرنگي و داروسازي.در رشته هاي هفتگانه علاوه بر درسهاي تخصصي،علوم ديگري متناسب با هر رشته از قبيل:تاريخ،جغرافيا،نقشه كشي،طب ايراني، رياضي،زبان فارسي و عربي و فرانسوي و روسي تعليم مي گرديد.ما در ادامه بحث به طور اختصاصي به مسائل مربوط به طب توجه خواهيم داشت.

صورت اسامي معلمان دوره اول دارلفنون

بارون گومنز اتريشي:معلم پياده نظام و مشاور امير در اصلاح نظام،به مدت دو سال به ايران آمده بود.

مطراتسو ايتاليايي:مربي سپاه و معلم نام فن و آرايش لشكر(تاكتيك)،سي نفر شاگرد داشت.

كرزير اتريشي:معلم توپخانه و رياضيات و تاريخ نظامي

نميرو اتريشي:معلم سواره نظام و مربي سپاه

زاتي اتريشي:مهندس نظام و معلم رياضيات

بوهلر فرانسوي:معلم رياضيات و نقشه كشي(بعد از مرگ زاتي جانشين او شد)

كارنتي اتريشي:معلم معدن شناسي

فكتي ايتاليايي:معلم فيزيك،شيمي و داروسازي

دكتر پولاك اتريشي:معلم طب و جراحي كحالي

دكتر ليمر هلندي:معلم طب و كحالي

ريچارد خان فرانسوي:معلم زبان فرانسوي

كارژيلو ايتاليايي:معلم نقاشي

صورت اسامي معلمان ايراني در دوره هاي بعد

ميرزا ملكم خان:معلم حساب و هندسه و جغرافيا

ميرزا سيدعلي:معلم طب ايراني بود.نزد دكتر كلوكه و دكتر پولاك نيز طب فرنگي آموخته بود.

ميرزا احمد طبيب كاشاني:او نيز معلم طب قديمي (ايراني)بود.

شيخ محمد صالح اصفهاني:معلم زبان فارسي و عربي بد و سمت پيشنمازي مدرسه را نيز داشت.به علاوه سيد جواد كار گفتن اذان و اقامه را بر عهده داشت و عليقلي خان پسر رضا قلي خان(هدايت)كه خود از دانش آموزان كلاس توپخانه بود،به عنوان كتابدار و آجودان مدرسه انتخاب شد و ميرزا محرم نيز به جهت ارتباط با معلمين اروپا به سمت مترجم آنها انتخاب گرديد.در عين حال فراشان مدرسه جزء دستگاه حاجب الدوله فراشباشي قرار داشتند.دانش آموزان هر رشته داراي كلاسهاي مخصوص به خود بوده و به همان رشته و كلاس خوانده مي شدند.مانند:اتاق شيمي،اتاق مهندسي،اتاق طب و...

بخشي از گزارش عملكرد مدرسه دارلفنون در آغاز كار

«مدرسه دارلفنون كه حسب الامر اقدس پادشاهي در ارك مباركه سلطنتي ساخته شده و معلمين نمساوي و غيره اطفال شاهزادگان عظام و امرا و خانين را در آن جا تعليم مي دهند.در اين اوقات كمال انتظام را به هم رساند و ترقيات كلي به جهت متعلمين حاصل گرديده است،بطوري كه در زمان اندك مانند كساني كه سالها كار كرده باشند هريك در صورتي در هر فني كه تعليم گرفته از كمال مهارت به هم رسانده اند و چون از دو ماه قبل از سال سيچقان ئيل كه اول بناي مدرسه مذبوره بود.تفصيل امورات متعلقه به مدرسه در روزنامه نوشته نشده بود.لهذا،اجمالاً سطري از آن نوشته مي شود كه آگاهي اجمالي حاصل گردد...»


نویسنده : علي دانشيان ساعت 12:34 تاریخ چهارشنبه سی ام آبان 1386
دسته بندی :نوستالژي

          لینک مطلب


مولانا در اوايل قرن هفتم در«بلخ»به دنيا آمد.بلخ جايي بود در خراسان بزرگ و آن موقع جاي آبادي بود و پادشاهش هم«محمد خوارزمشاه»بود.پدر مولانا يك حكيم و عالم تامي بود.براي همين ده-دوازده سال بعد از تولد مولانا،با خوارزمشاه دستارشان رفت توي هم!­­(1)

ماجرا هم از اين قرار بود كه پدر مولانا يك بار رفت سر منبر گفت:«فلاني بلد نيست مملكت داري بكند،اين چه وضع مملكت است و...»و بعد هم فلاني(همان پادشاه خوارزم)پيغام فرستاد:«ياشيخ!اگر شما بلدي مملك داري بكني،بفرما...»پدر مولانا هم اين پيشنهاد را قبول نكرد و خانه و زندگي اش را بار شتر كرد و از لج پادشاه زد به بيابان.خوب البته مسأله به اين سادگي ها هم نبود.ماجرا دعواي اين دو از قبل هم وجود داشت و اگر اين دو اين جور دعوايشان نمي شد جور ديگري دعواشان مي شد!مگر تا به حال ديده ايد كه يك حكيم با يك پادشاه در يك شهر باشند ولي با هم دعوايشان نشود؟!به هرحال پدر مولانا بعد از اين مسائل از بلخ خارج شد.بر اساس روايات 150شتر بار كتاب داشته.

رفتند و تا رسيدند به«قونيه»در«آسياي صغير»جايي است كه امروزه به آن«تركيه»مي گويند.اما آن روزها زبان مردم آنجا تركي نبود و به يك زبان ديگر صحبت مي كردند.براي همين معلوم نيست در آن تاريخ به آنجا چه مي گفتند!به هر حال پدر مولانا و خانواده اش در آن شهر خانه اي را ساختند و ساكن شدند.چند سال بعد سپاهيان مغول به رهبري چنگيز خان به ايران حمله كردند و همه جا را گرفتند و آن قدر سرشان شلوغ شد كه ديگر طرف«قونيه» نرفتند و براي همين بعد از مدتي تمام روشنفكران و عالمان و شعرا و نويسندگان از جاهاي ديگر ايران فرار كردند و رفتند به قونيه،پيش مولانا.خلاصه قونيه به يك مركز فرهنگي تبديل شد.

مولانا در قونيه بزرگ شد و بعد از وفات پدرش جاي او را گرفت و مريدان و شاگردان پدرش،دور او جمع شدند و خلاصه مولانا بزرگترين عالم شهر شد.چند سالي همين طور اوضاع آرام بود تا اين كه«شمس الدين محمد تبريزي»-عارف نامي-سر راهش به قونيه آمد و مولانا هم او را ديد...

همين موقع بود كه مولانا حسابي تحت تأثير شمس قرار گرفت و عارف شد.مريدان و شاگردان هم كه از اين مسائل سر در نمي آوردند،فكر مي كردند كه شمس،مولانا را ديوانه كرده(2)براي همين آن قدر شمس را اذيت كردند تا او هم با دلخوري رفت.اين تفاق باعث شد،مولانا بيشتر عارف بشود و در فراق استاد و دوست بزرگوارش بيشتر به شعر روي آورد(3).

خلاصه بعد از مدتي،دوستان و مريدان رضايت دادند كه شمس را پيدا كنند و او را برگردانند.وقتي كه شمس برگشت،مولانا خوشحال شد و طبع شعرش بيشتر شد(4).مدتي كه گذشت شاگردان و مريدان مولانا آن قدر شمس را اذيت كردند كه او هم رفت و ديگر برنگشت. خلاصه اين شد كه مولانا هم عارف شد،هم عاشق و هم شاعر(ما بيشتر از اين نمي توانيم توضيح دهيم...هركس مي خواهد بيشتر بداند،مي تواند كتابهايي را كه در اين باره وجود دارد بخواند تا بفهمد چه طور مي شود!)

مرحوم مولانا اواسط قرن فتم هجري دارفاني را وداع گفت.از او چندين كتاب بسيار خوب باقي مانده كه«مثنوي و معنوي»و«كليات شمس»از آن جمله اند.

پاورقي:

1-آن موقع ها كلاه نبود،دستار بود.بنابراين مردم به جاي اين كه كلاه شان برود توي هم و باهم بد شوند،دستارشان مي رفت توي هم و به هم گرع مي خورد!

2-همه در ابتداي كتاب هاي شعرشان مي گفتند:«به نام خدا»اما مولانا گفته:«بشنو از ني چون حكايت مي كند»؛خوب همه كه مثل من و شما نيستند كه بفهمند طرف چه مي گويند،بنابراين فكر مي كردند ديوانه شده!

4-آدم معمولاً در فراق بهتر شاعر مي شود...تاريخ اين موضوع را اثبات كرده است!

5-اين مورد از خصوصيات مولانا بوده كه برايش فرقي نمي كرده در فراق باشد يا در وصال...در هر دو حالت شاعر مي شده،مدركش هم همين ديوان شمس كه آن را به نام استادش نامگذاري كرد!


نویسنده : علي دانشيان ساعت 16:47 تاریخ سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
دسته بندی :

          لینک مطلب


علي(ع)از دريچه چشم ديگران

ميخائيل نعيمه(نويسنده نامه لبنان):قدرت نمايي و قهرماني امام تنها در حدود ميدان هاي جنگ نبود،قهرماني بود در صفاي بصيرت و طهارت وجدان و سحرِ بيان و حرارت ايمان و عمق روح انسانيت و بلندي همت و نرمي طبيعت،و ياري محروم و رهايي مظلوم از چنگال متجاوز و ظالم،و فروتني براي حق،به هر صورت و مظهري كه حق برايش تجلي نمايد.اين نيروي قهرماني هميشه محرك و انگيزنده است،گرچه روزگارها از آن بگذرد.امروز و هر روز كه شوق ما براي پي ريزي بناي صالح و فاضلانه شديد شود به سوي آن باز مي گرديم... به راستي بر هر مورخي هرچند هوشمند و نابغه باشد محال است بتواند تصويري كامل از عظيمي مانند علي را به دست تو دهد گرچه در هزار صفحه باشد.زيرا آنچه اين قهرمان مرموز عرب تفكر و تأمل نموده،گفته و عمل كرده و در ميان خود و پروردگارش بوده است نه گويشي شنيده است نه گوشي شنيده و نه چشمي ديده و آن بسيار بسيار بيش از آن است كه به دستش نمودار يا به زبان و قلمش آشكار ساخته است.پس هر تصويري كه از او ترسيم كنيم ناچار صورت ناقصي از آن اصل كامل است.

علي آن قهرمان بي مانند فكر و روح و بيان است؛در هر زمان و در هر مكان.

جرج جرداق:نزد حقيقت و تاريخ يكسان است او را بشناسي يا نشناسي.تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند كه او وجدان بيدار و قهار،شهيد نامي،پدربزرگ شهيدان،علي بن ابي طالب،صوت عدالت انساني،شخصيت جاويدان شرقي است.

اي جهان چه مي شد اگر هرچه قدرت و قوه داري به كار مي بردي و در هر زمان علي اي با آن عقلش،با آن قلبش،با آن زبانش و آن ذولفقارش به عالم مي بخشيدي؟!

ويژگي هاي دوست و برادر حضرت علي(ع)

روزي امام علي(ع) درباره برادر و دوست خود(به عنوان مثال)سخن مي گفت و مي خواست به ياران بگويد كه برادر و دوست من كسي است كه با من پيوند مكتبي داشته باشد و چنين فردي بايد داراي ويژگي هايي باشد.ياران گوش فرا داده بودند تا بنگرند آن ويژگي ها چيست و آيا آن ويژگي ها در آن ها وجود دارد تا برادر و دوست حضرت علي به شمار آيند يا نه؟!به هرحال،در اين زمان نيز علاقمندان به امام بايد با دقت در اين تابلو بينديشند كه آيا برادر و دوست ايشان هستند يا نه؟ آن حضرت«سيزده ويژگي»براي برادر و دوست حقيق خود به اين ترتيب برشمردند:من در گذشته،برادري داشتم.برادر ديني كه داراي اين ويژگي ها بود:

1-دنيا در نظرش حقير و كوچك بود.

2-به خوردن و آشاميدن دل نبسته بود و اسيرشكم نبود.

3-خاموش بود و پرچانگي نمي كرد.

4-اگر سخن مي گفت،سخن او حق و مفيد بود و عطش پرسش كنندگان را فرو مي نشاند.

5-در ظاهر انساني ضعيف و مستضعف (فروتن)بود.

6-هنگام پيكار و جهاد،يكه تاز ميدان بود و چون شير مي خروشيد و چون مار بياباني حركت مي كرد.

7-قبل از حضور در دادگاه،اقامة دليل نمي كرد.

8-هيچكس را در مورد كارش(در صورت امكان پذيرفتن عذر)قبل از شنيدن عذرش، ملامت نمي كرد.

9-از هيچ دردي جز هنگام بهبودي،گله نمي كرد.

10آنچه مي گفت،به آن عمل مي كرد و چيزي را كه عمل نمي كرد،نمي گفت.

11-وقتي با شخص ديگري سخن مي گفت همين كه از او سخن حق مي شنيد،سكوت مي كرد(و تسليم حق مي شد).

12-بر شنيدن،حريص تر بودن تا گفتن و نظر ديگران را در توجه به گفتار واعظان جلب مي نمود.

13-هرگاه دو كار برايش پيش مي آمد،مي انديشيد كه كدام به هوس هاي نفساني نزديك تر است و آن را كه از هوي و هوس دورتر بود و به عقل و هدايت نزديكتر بود،انتخاب مي كرد.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 16:46 تاریخ سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
دسته بندی :سجاده

          لینک مطلب


عجيب ولي واقعي!

*اگر كنترل دزدگير ماشين تان را در منزل جا گذاشتيد، مي توانيد نزديك اتومبيلتان بايستيد و با تلفن همراهتان با خانه تماس بگيريد.بعد،از كسي كه در خانه هست بخواهيد كنترل دزدگير را در جلو گوشي فشار دهد.بعد از آن مشاهده مي كنيد كه قفل ماشنتان باز مي شود!

*فروش گوشيهاي دوربين دار يكي از بزرگترين توليدكنندگان تلفن همراه جهان،از فروش بزرگترين توليد كننده دوربينهاي ديجيتالي هم بيشتر است!

*حداكثر تا60درصد از اشعه اي كه از تلفن همراه ساطع مي شود جذب مغز استفاده كننده مي شود.

*هنگام حرف زدن با تلن همراه گوشي را روي گوش چپتان قرار دهيد چون نيمكره چپ مغز كمتر از نيمكره راست مغز در معرض خطر اشعه هاي ساطع شده از تلفن همراه قرار مي گيرد.

*از اواخر سال2003تكنولوژي آنتن دهي در تمام تلفنهاي همراه تقريبا يكسان است و اين تفكر كه بعضي از گوشيها از انواع ديگر بهتر آنتن مي دهند درست نيست!البته آنتن دهي تلفنهاي همراه در اثر استفاده نادرست كاهش پيدا مي كند.

*آيا مي دانيد با يك برنامه ساده مي توان گوشيهاي دوربين دار را به موس رايانه تبديل كرد!

گوشي هاي واقعاً گران!

*گران قيمت ترين گوشي تلفن همراه جهان كه الماس سحرآميز نام دارد از پنجاه قطعه الماس ساخته شده كه ده قطعه از اين الماس ها جزء كمياب ترين الماس هاي آبي روي زمين هستند.قيمت اين گوشي(البته بدون تخفيف به قشر دانشجو،فرهنگي،فرهيخته و ...!)نزديك به دو ميليارد تومان است!

*برخي مارهاي كبرا نه تنها خطرناك نيستند،بلكه خيلي هم گران قيمت هستند!نمونه اش هم گوشي تلفن همراه طرح مار كبرا كه هشت عدد از آن توسط يك جواهر ساز فرانسوي طراحي شده و در آن يك الماس گلابي شكل،يك الماس سفيد،دو زمرد سبز و چهارصد و سي و نه ياقوت وجود دارد و قيمت نمونه ارزان آن حدوداً63هزار پوند است.

*يك طراح اتريشي به نام پيتر الويسون در اوقات فراغتش روي تلفن همراهش را با 1200قطعه الماس پوشانده و يك صفحه كليد جواهر نشان با طلاي18عيار هم برايش ساخته و حالا دنبال مشتري مي گردد كه براي اين گوشي28هزار پپوند بدهد.

*تلفن همراهي ديگر كه از نوعي چوب نفيس تهيه شده و امكاناتي مثل دوربين3/1 مگاپيكسلي،پخش كننده موسيقي،راديو و بلوتوث دارد و به گفته سازندگانش اولين تلفن همراه با دكمه هاي تيتانيوم است.از اين تلفن همراه فقط دويست عدد ساخته شده و حدوداً دو هزار دلار قيمت دارد.

*اصولاً وقتي پوي كسي از پارو بالا برود علاوه بر گردنبند و انگشتر طلا،گوشي تلفن همراهش را هم طلا مي گيرد.اين گوشي مخصوص همين آدمها ساخته شده و جنس بدنه آن از طلاي24عياز است.دوربينVGA،حافظه داخلي64مگابايت،راديو و پخش كننده فايلهاي صوتي MP3از جمله امكانات اين گوشي واقعاً طلايي است.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 16:45 تاریخ سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب



كاغذ ماده اي است كه از الياف گياهي ساخته مي شود.اين الياف در هم تنيده مي شوند تا صفحه كاغذ به وجود آيد.از كاغذ براي كارهاي گوناگوني،از جمله نوشتن و بسته بندي،استفاده مي كنند.

* بيش از2هزار سال سال است كه انسان مي داند چگونه كاغذ بسازد.چيني هاي باستان نخستين كساني بودند كه كاغذ ساختند.آنان خمير حاصل از مخلوط آب، پوست خرد شده درختان، كاه،برگ گياهان و تور ماهي گيري را پهن و خشك مي كردند. سپس از آن كاغذ هاي ضخيم و زبر مي ساختند. مصري ها،500 سال پيش از چيني ها،كشف كردند كه با فشرده كردن نوارهاي باريكي از ني پاپيروس،مي توانند چيزي شبيه كاغذ بسازند.واژه «Paper»، به معني كاغذ،از واژه پاپيروس (Papyrus) گرفته شده است.

* ساختن كاغذ در عصر حاضر

در دستگاه كاغذ سازي،خرده هاي چوب با هيدروكسيد سديم يا ماده اي شيميايي ديگر جوشاتده مي شوند تا نرم شوند و هر نوع ماده اي،به غير از الياف رشته اي سلولز،از آن ها جدا شود.خمير حاصل،روي نوار نقاله پخش مي شود تا هوا به آن دميده شود.سپس بين غلتك هاي داغ فشرده مي شود تا كاغذ خشك به دست آيد.

* الياف محكم

كاغذ هاي امروزي،مانند كاغذ چيني هاي باستان،از خمير چوب ساخته مي شوند؛اما اغلب حاوي چوب خرد شده و نرم شده درختاني مانند كاج و صنوبرند.الياف چوبي اين درختان و گياهان ديگر،از ماده محكمي به نام سلولز تشكيل شده است.سلولز كاغذ را بسيار محكم مي كند،به طوري كه هنگام فشرده شدن،تا خوردن يا كشيده شدن،به سادگي از هم نمي پاشد.

* منابع گوناگون

انسان،طي سال هاي اخير،تلاش كرده است سلولز را از منابع ديگري غير از چوب به دست آورد.اغلب اسكناس ها و كاغذ هاي نوشتني گران قيمت،الياف پنبه اي دارند كه از گياه پنبه به دست مي آيد.اين الياف،سبب صاف و بادوام شدن كاغذ مي شوند.

* كاغذ باطله

در كشور هاي پيشرفته،به طور ميانگين،هر شهروند سالانه300كيلوگرم كاغذ مصرف مي كند.حدود نيمي از اين كاغذ مصرفي، بازيافت مي شود و براي ساختن كاغذ روزنامه،كاغذ مخصوص دستشويي و ساير كاغذ هاي كه كيفيت پاييني دارند،به كار مي رود.باقي مانده نيز به محل دفن زباله ها برده مي شود.

* از كاغذ هاي مومي مي توان براي ساختن جعبه هاي مخصوص نگهداري مايعات استفاده كرد.

* كاغذ هاي صافي در خودرو ها نصب مي شوند تا مانع ورود گرد و غبار به موتور مي شوند.

* از كاغذ براي تهيه برخي لوازم خانه،از جمله چراغ خواب و كاغذ ديواري،استفاده مي كنند.

* از كاغذ براي برقراري ارتباط استفاده مي كنند؛زيرا مي توان روي آن نوشت يا چاپ كرد.

* از كاغذ،هم در صنعت و هم در خانه،براي جذب مايعات استفاده مي شود.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 16:44 تاریخ سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


عزت الله انتظامي دوم دي سال1303در تهران متولد شد و اولين حضور حرفه اي اش جلو دوربين سينما در نخستين فيلم اپيزوديك سينماي ايران با نام واريته بهار در سال1328بود.سال1332به آلمان رفت و در مدرسه شبانه تآتر و سينماي هانوفر تحصيل كرد.(البته ما هرچه گشتيم نتوانستيم از دوران كودكي و نوجواني انتظامي اطلاعات دقيقي به دست بياوريم.)انتظامي سال1337به ايران بازگشت و براي بازي در يك فيلم قراردادي به مبلغ چهار هزار تومان منعقد كرد.اما وقتي فهميد در اين فيم با يكي از خوانندگان معلوم الحال آن زمان همبازي است قراردادش را فسخ كرد.

پس از آن به تهيه فيلم هايي مستند براي وزارت بهداري آن زمان و بازي در تآتر و اجراي نمايش هاي تلويزيوني پرداخت.از جمله آثار مطرح او در اين دوره مي توان به تآترهاي خانه روشني،قايق سرنوشت،پزشك دهكده كوكونيان،الماس،موشها و آدمها اشاره كرد. نمايش زنده تلويزيوني گاو در ارديبهشت1344به كارگرداني جعفر والي و با حضور عزت الله انتظامي اجرا شد.پس از موفقيت اين نمايش تلويزيوني داريوش مهرجويي فيلم گاو را با حضور همان هنرپيشه ها در سال1348ساخت انتظامي به خاطر بازي در فيلم گاو و چند فيلم مطرح ديگر و به دليل توجهي كه در انتخاب نقش هايش دارد يكي از چهره هاي شاخص سينماي ايران محسوب مي شود.

او در چند دوره جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلمهاي گراند سينما و روز فرشته موفق به دريافت سيمرغ بلورين شد و براي بازي در فيم هاي ناصرالدين شاه آكتور سينما و خانه خلوت تقديرنامه دريافت كرد و در سومين جشنواره سيما در سال 1380 هم از او تقدير شد.همچنين مقام آقاي سينماي ايران را نيز به خود اختصاص داده.فيلمي كه در حال حاضر از او اكران شده،جايي براي زندگي نام دارد و آخرين كارش هم كه هنوز اكران نشده فيلم حكيم به كارگرداني مسعود كيميايي است.جالب است بدانيد اين فيلم اولين همكاري اين دو هنرمند قديمي(يعني كيميايي و انتظامي)است.عزت الله انتظامي از داوران سينماي كمدي موسسه گل آقا در سال1371نيز بوده.از فيمهاي مطرح انتظامي مي توان به آقاي هالو (1349) ، بيتا (1350) ، ستارخان (1361) ، حاجي واشنگتن (1361) ، شير سنگي (1366) ،ناصرالدين شاه آكتور سينما (1370) و گاو خوني (1382) اشاره كرد.

 


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:52 تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
دسته بندی :بوم و رنگ

          لینک مطلب


اگر بخواهيم سابقه تاريخي مجموعه تلويزيوني جواهري در قصر را بررسي كنيم بايد به پانصد سال قبل برگرديم.يعني زماني كه كشور كره زير سلطه سلسله جوسون بود و مردان مرد سالار تمام اركان حكومتي كشور را اداره مي كردند.آن زمان زنان اجازه دخالت در امور خارج از خانه را نداشتند.بخش عمده اي از داستان اين مجموعه تلويزيوني،واقعي و داستان دختري است كه با وجود شرايط ذكر شده به عنوان آشپز دربار جايي براي خودش در قصر سلطنتي باز مي كند اما از قصر اخراج مي شود.نام اين دختر افسانه اي يانگوم است(البته بعدها پادشاه به او لقب يانگوم كبير را اهدا مي كند).جواهري در قصر داستان فراز و نشيب هاي زندگي يانگوم و سرگذشت موفقيتها و شكست هاي اوست و تقريبا مي توان گفت كه يانگوم،اوشين مردم كره است!البته اين مجموعه پنجاه و چهار قسمتي برداشتي آزاد از زندگي يانگوم است و كارگردان و نويسنده براي جذاب تر شدن ماجرا بخشهايي را به زندگي او اضافه و قسمتهايي را حذف كردند.

پدر و مادر يانگوم(كه از درباريان بودند)در دوران كودكي او توسط توطئه گران كشته مي شوند و او تصميم مي گيرد براي گرفتن انتقام وارد دربار شود.البته مادرش آرزو داشت دخترش روزي بزرگ ترين سرآشپز قصر شود تا بتواند به كتاب يادداشتهاي سرآشپز دسترسي پيدا كند و شرح بي عدالتيهاي طبقه حاكم را در آن بنويسد تا به نسلهاي آينده منتقل شود.

هنرپيشه نقش يانگوم،لي لونگ نام دارد كه در ابتدا قرار نبود اين نقش را بازي كند اما با ورودش به گروه بازيگري خيلي زود بقيه رقبا را كنار زد و به اين نقش رسيد!

6

پس از پخش مجموعه از شبكه هاي تلويزيوني چند كشور جهان بسياري از انگليسي ها در حال امضاي طوماري به صورت آنلاين هستند تا شبكه بي.بي.سي4 را مجبور به پخش اين محموعه كنند.اما مسئولان اين شبكه مي گويند در سال فقط مي توانند يك مجموعه ده قسمتي پخش كنند نه پنجاه و چهار قسمتي!

7

اين مجموعه هنگام نمايش در كره ركورد50درصدي تعداد تماشاگران را شكست و توانست بالاترين تعداد تماشگر در تاريخ تلويزيون كره را كسب كند.كره اي ها آن قدر از موفقيت اين مجموعه تلويزيوني خوشحال بوند كه سال2004محل ساخت اين مجموعه را تبديل به يك پارك توريستي كردند و در حال حاضر هر سال جهانگذدان زيادي از اين پارك بازديد مي كنند و علاوه بر پوشيدن لباسهاي سنتي و آشنايي با آشپزي سلطنتي،بازيهاي قديمي كره مثل توهو(انداختن تير در يك خمره بزرگ)را هم تجربه كنند!

و اما چند نكته جالب درباره اين مجموعه:

1-در تاريخ كره شخصي به نام مين يونگ هو وجود داشته ولي اصلا عاشق خانم يانگوم نبوده!

2-بانو كوي(چوي)هم يك شخصيت واقعي در تاريخي است ولي در زمان خودش دهها برابر بدجنس تر بوده!

3- قرار بود بانو هن در قسمتهاي اوليه اين مجموعه بميرد ولي با توجه به استقبال تماشاگران از اين شخصيت، مرگش توسط دست اندركاران ساخت مجموعه به تعويق افتاد!


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:50 تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386

          لینک مطلب


مصریان در حدود2000 تا5000سال پیش زندگی می کردند.آنان می خواستند تا ابد زنده بمانند.به همین دلیل مردگان خود را مومیایی می کردند.کلمه مومیایی از لغت عربی مومیا می آید که در زبان فارسی به آن موم یا شمع می گویند.مصریان بدن مردگانشان را برای زندگی پس از مرگ روغن مالی می کردند،کار روغن مالی یک جسد70 روز طول می کشید. مومیایی ها را در تابوت های تزئین شده گرانبها دفن می کردند این تابوت ها از خراب شدن اجساد جلوگیری می کردند. بسیاری از مومیایی ها را در تابوت هایی دو یا سه تایی تودرتو جا می دادند. مصریان ثروتمند و فرعون ها را هم در اهرام دفن می کردند،درون اهرام از اتاق هایی تودرتو و راه های پیچ در پیچ تشکیل شده بود که دزدان را به اشتباه انداخته و گیج می کرد و.....

مراحل مومیایی کردن اجساد:

1-ابتدا تمام اجزای داخل بدن را غیر از قلب بیرون می آورند؛2-در مرحله بد،مغز را به کمک یک قلّاب،از مجرای بینی بیرون می کشند.چرا که مصریان باستان تصور می کردند جایگاه حس،عقل و شعور قلب است نه مغز و همچنین فکر می کردند در روز آخرت قلب انسان ها را وزن می کنند و بر اساس وزن قلب مشخص مي كنند چه كسي به بهشت و چه كسي به جهنم برود(قلب هرچي سنگين تر بدتر!)؛3-سپس جسد را با نوعی نمک(کربنات سدیم)می پوشانند تا آب بدن خشک شود؛4-برای اینکه اندام خشک شده از شکل اولیه خارج نشود،درون آن را با گیاهان معطر و خاک اره پر می کردند؛5- در مواقعی که قسمتی از بدن جا شده بود آن را با اندام مصنوعی کامل می کردند؛6-در حفره چشم ها پیازهای رنگ شده می گذاشتند و گاهی هم اینکار را با پارچه های کتانی انجام می دادند،همچنین روی تابوت ها چشم هایی نقاشی می کردند تا مومیایی بتواند خارج از تابوت را ببینند.؛7-بدن را با نوعی صمغ می پوشانند تا بو نگیرد و نپوسد،بر اثر این عمل گوشت بدن،آرام آرام جمع می شد و رنگ عوض می کرد؛8-و بالاخره جسد را با پارچه کتانی به طول20متر می پیچیدند،در حین این کار در لابه لای پارچه جواهرات گرانبها می گذاشتند.در ضمن مصریان هر انگشت مومیایی را جداگانه پارچه پیچی می کردند.کار پارچه پیچی15روز به طول می انجامید.در هنگام دفن هم مومیایی ها اغلب همراه با عروسک های چوبی دفن می شدند تا این عروسک ها در آخرت خدمتکاران آنان باشند،همچنین وسایل شخصی آنان را به همراه اجزای خارج شده از بدن مانند جگر،شش ها،کلیه ها و روده ها را در خمره ای می ریختند و همراه مومیایی دفن می کردند.

مصریان آنوبیس را که سری به شکل شغال داشت خدای مرگ می دانستند،آنوبیس همچنین محافظ قبرها نیز بود..روحانیان نیز در مراسم خاکسپاری ماسک شغال بر سر می گذاشتند.همچنین مجسمه هایی به طول2متر،از مومیایی ها در قبرستان حفاظت می کردند.

مصریان باستان حیوانات مورد علاقه شان را مومیایی کرده،در قبرستان مخصوص دفن می کردند.در یک قبرستان مصری،حدود4 میلیون پرنده مومیایی شده پیدا کرده اند.همچنین در اوایل قرن بیستم،تعداد300000گربه مومیایی شده را به انگلستان بردند.آنها را پودر کردند و برای مصارف کشاورزی به عنوان کود به کار بردند.از پودر مومیایی به عنوان داروی شفابخش استفاده می شد به علاوه نقاشان پودر مومیایی را براي جاودانه ماندن آثارشان با رنگ مخلوط كرده و به تابلو هايشان مي زدنند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:47 تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
دسته بندی :نوستالژي

          لینک مطلب


همه ما مي دانيم كه تمام كائنات در ابتداي خلقت يك جا جمع بودند و سپس طي يك انفجار مهيب(Big Bang)همه چيز به وجود آمده است.بعد از اين انفجار زمين فقط يك نقطه انرژي بوده كه طي يك دوره كه به دوران تورم معروف است(به مدت300000سال)زمين متورم شده و به اندازه يك پرتقال درآمده است.و اكنون نيز تمام كائنات با سرعت300000سال نوري در حال بزرگ شدن هستند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:18 تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
دسته بندی :آسمان شب

          لینک مطلب


حتماً شما مي دانيد كه تمام كائنات حتي سلول هاي بدن شما از مولكول و اتم درست شده اند.همين طور مي دانيد كه اتم از سه جزء به نام هاي الكترون،نوترون و پروتون ساخته شده است.در ضمن اين را هم مي دانيد كه الكترون همواره به دور هسته اتم مي چرخد پس بين اين دو فواصلي وجود دارد.با توجه به اين گفته ها دانشمندان معتقدند كه99/99%تمام موجودات(از قبيل جانداران و بي جان ها)فضاي خالي است.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:15 تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب



آیا می دانید که هنگامی که با آسمان نگاه می کنید تعریفی با این عنوان عنوان که به کجا نگاه می کنید وجود ندارد چرا که زمین همواره در حال گردش است ولی می توان گفت که به کی نگاه می کنید چرا که در واقع به زمان نگاه می کنید.(توضیح بیشتر:گاهی ممکن است ستاره ای ببینید که شاید چندین سال پیش از بین رفته و شما هنوز نور آن را می بینید و ممکن زمانی نیز انفجار همان ستاره را ببینید چون سرعت نور۳۰۰۰۰۰کیلومتر بر ثانیه است و فاصله های فضایی با سال نوری که برخلاف نامش واحد فاصله است اندازه گیری می شود.)


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:10 تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
دسته بندی :آسمان شب

          لینک مطلب


واژه فلسفه ازPhilosophia)واژه ی یونانی)برگرفته شده‌است که به معنای خرد دوستی است و در زبان عربی و فارسی رایج‌ گشته‌است. این واژهٔ یونانی از دو بخش تشکیل شده است؛ Philo به معنی دوستداری و sophia به معنی دانایی.

 

اولین کسی که این واژه را به کار برد، فیثاغورس بود. زمانی از او پرسیدند که:آیا تو فرد دانایی هستی؟

 

نه، اما دوستدار دانایی هستم.

 

بنابراین فلسفه از نخستین روز پیدایش به معنی دوستی ورزیدن به دانایی، تفکر و فرزانگی بوده‌است.

 

فلسفه تحلیلیرا در مقابل فلسفه قاره‌ای یا فلسفه اروپایی قرار میدهند. بنیانگزاران اصلی فلسفه تحلیلی فیلسوفان کمبریج برتراند راسل و جرج مور بودند. این دو از ریاضیدان و فیلسوف آلمانی گوتلوب فرگه تأثیر پذیرفته بودند.

 

این گونه فلسفه بر روشن بودن، بامعنی بودن و ریاضی‌وار بودن جستارهای فلسفی تاکید فراوان دارد.

 

منطق و فلسفه زبان از همان ابتدا از بحثهای محوری فلسفه تحلیلی بودند. چند تفکر از بحثهای مربوط به زبان و منطق در فلسفه تحلیلی پدید آمد مانند پوزیتویسم منطقی، تجربه گرایی منطقی، اتمیسم منطقی، منطق‌گرایی و فلسفه زبان متعارف.

 

 فلسفه ذهن از شاخه‌های روش فلسفه تحلیلی است که ماهیت ذهن، رویدادهای ذهنی، کارکردهای ذهنی، و آگاهی را بررسی فلسفی میکند، طبیعت رابطه این امور با بدن فیزیکی به نفس و بدن

 

(معروف است نیز از مهم ترین مسائل فلسفه ذهن است. البته رویکردهای قارهای نیز به این شاخه فلسفی وجود دارد مانند پدیدارشناسی هگل. در عصر حاضر مک کلمراک با رویکرد فلسفه قاره‌ای هایدگر که همان رهیافت پدیدارشناختی اگزیستنسیالیستی است.) فلسفه ذهن را بررسی میکند.


نویسنده : ساشي براتچي ساعت 17:38 تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


ورزش به فعالیتها یا مهارتهای عادی جسمانی‌ای گفته می‌شود که بر پایه یک رشته،قوانین مورد توافق همگانی و با اهداف تفریحی یا برای مسابقه، نشاط شخصی، دستیابی به ورزیدگی، مهارت جویی یا آمیزهای از این اهداف انجام میگیرد.

پوکر(Poker)تخصصی و گروهی است که با شانس و بلوف زدن بسیار همراه است. بازی پوکر نوعی از بازی ورق و یکی از معروفترین و محبوبترین بازیهای قمارخانه‌ای در سرتاسر جهان است.

نمودار زیر به ترتیب شامل بهترین دست (Royal Flush) تا بدترین دست ممکن (High Card) است که در بازی پوکر مورد استفاده قرار میگیرد. گفتنی است که در بازی پوکر بهترین دست برنده میشود، بنابراین به طور مثال دست (Full House) نسبت به (Flush) برتری دارد.

رویال فلاش (royal flush):این ترکیب بالاترین دست در رده بندی دستهای پوکر است. پنج کارت از آس تا ۱۰ با یک خال (گشنیز٬ خشت٬ دل يا پیک) ‏

A K Q J ‏10

استریت فلاش(straight flush) :استریت به معنای مستقیم یا ردیف است.پنج کارت پشت سر هم با یک خال (گشنیز٬ خشت٬ دل يا پیک)

‏‏‏‏Q J ‏10 9 8

کارت(Four of a kind):چهار عدد از یک ورق.

‏‏K K K‏‏ K ‏9

فول هاس(full house):سه تا از یک عدد و ۲ تا از عدد دیگر.

‏‏8 ‏8‏ ‏8K K

فلاش(flush):پنج ورق از یک خال بدون ترتیب پشت سر هم.

‏‏K J ‏8‏ 4‏ 3

استریت(straight):پنج ورق به ترتیب پشت سر هم از خالهای مختلف‌(حتی اگر یک خال با بقیه متفاوت باشد.)

‏‏ 5‏ 4‏ 3 ‏2A

سه(three of a kind):سه عدد از یک ورق.

‏‏7 ‏7‏ 7 K‏ 2

دو گروه یا دو(two pair):دو عدد از دو ورق.

‏‏A A‏ 8‏ 8 Q

یک گروه یا(one pair):دو عدد از یک ورق.

‏‏9 9‏A J ‏4

ورق بالا(high card):پنج کارت بدون هیچگونه دسته بندی.

‏‏A‏ 10‏ 9‏ 5‏ 4


نویسنده : ساشي براتچي ساعت 16:32 تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
دسته بندی :تكل از پشت

          لینک مطلب


عملی آیینی که از طریق آن تلاش می‌شود تا با کمک گرفتن از نیروی مرموز بیرونی بر حوادث مرتبط با انسانها یا طبیعت تأثیر گذاشته شود. جادو بخش محوری بسیاری از ادیان است و در شکل دهی به فرهنگ جوامع نانویسا تأثیر بسیاری داشته است.

جادوگر کسی است که کارش خواندن افسون و جادو کردن است. جادو در زبان پهلوی (jâdug) بوده است.

در روانشناسی تحلیلی جادو همچون پلی بین جهان نمادها و جهان ماده عمل می‌کند نخست اینکه جادو می‌کوشد تا نماد را در این جهان تجسم بخشد و بدین ترتیب حوزه عینیت را تا سطحی نمادین بالا ببرد .دوم اینکه جادو تلاشی برای به کار انداختن تصویرهای نمادین و دمیدن جان تازهای در آنها تا از این طریق انرژی همبسته با آنها از نو پدیدار شود .


نویسنده : ساشي براتچي ساعت 22:18 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب



واژۀ علم معانی گوناگون و متعدّدی را در طیّ تاریخ طولانی تمدّن و علم در خود جای‌داده است. نوشتن پیرامون علم در حوزۀ زبان فارسی از امور دشوار بوده، و انجام آن به ظرافت و توجه ویژه‌ای نیازمند است. به منظور آشکارایی و وضوح مفاهیم مربوطه، بررسی سیر تاریخی استفاده از واژه‌های علم و دانش در هر‌کدام از دو حوزۀ فلسفه غرب، و نیز حکمت و فلسفۀ شرق، و سپس مطالعۀ اجمالی فرایند و دینامیک پیچیدۀ تعامل و درهمآمیزی آنها با یکدیگر از جملۀ گامهای ضروری آغازین در این مسیر است.

تاریخ دانش یا تاریخ علم رشته‌ای از تاریخ است که به بررسی چند و چون تغییر درک انسان از دانش و فناوری در درازای هزارهها میپردازد. و اینکه چگونه این درک دستیابی به فناوریهای نوین تر را برای ما ممکن ساخته است. از جمله زمینههای پژوهش در این رشته میتوان به تأثیرات فرهنگی، اقتصادی، و سیاسی نوآوریهای دانش اشارهکرد.

نوآوری‌های دانش و فناوری در بسیاری از نقاط جهان پیشینه دارند و هند، ایران، یونان، چین و مصر در این زمینه سهم بسزایی دارند.

تاریخ علم دانشی است در راستای بررسی و بیان چگونگی وقایع علمی و نیز، تبیین چرایی وقوع آن‌ها،در اینکه علم و دانش به علت عجین بودن با نطق بشری عمری تقریباْ به اندازه نوع بشر دارد شکی نیست. خواستگاه علم بشر مطابق با حضور او در هر نقطهٔ کره زمین بوده است اما آنچه می‌‌توانیم به آن استناد کنیم مکتوباتی است که تاریخ ثبت بسیاری از وقایع علمی را از سده‌های ۶ قبل از میلاد مسیح در مناطق مصر و بابل و در میان فنیقی‌ها گزارش می‌‌نماید. ما به منظور نظم دهی به مطالعات تاریخی، بررسی خود را به چهار دوره اساسی پیشرفت علمی تقسیم می‌‌نماییم.

فلسفهٔ علم یا فلسفهٔ علوم شاخه‌ایست از فلسفه که به مطالعهٔ تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوهها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت میگمارد. فلسفهٔ علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخههایِ متعدّدی تقسیم میگردد که از جملهٔ آنها میتوان فلسفهٔ فیزیک، فلسفهٔ شیمی، فلسفهٔ ریاضیّات، فلسفهٔ زیست‌شناسی، فلسفهٔ علومِ اجتماعی، فلسفهٔ مکانیکِ کوانتومی، و فلسفهٔ نسبیّت را ذکرنمود.

فلسفهٔ علم نسبت به بسیاری از شاخه‌هایِ دیگرِ فلسفه بسیار جوان است. اگر برخی از اظهارِ نظرهایِ ارسطو، فرانسیس بیکن در قرنِ شانزدهم، و تعدادِ اندکشماری از متفکرانِ قرنِ نوزدهم مانندِ جان استوارت میل، هیوئل، و هرشل را استثناءکنیم، بحثهایِ جدی، متمرکز و مفصّل اولین بار در قرنِ بیستم و توسطِ پوزیتیویست‌هایِ منطقی گسترش داده شد. بعدها بحثها در موافقت و مخالفت با فرانسیس بیکن و استقراگرایان، و نیز با پوزیتیویستهایِ حلقهٔ وین منجر به پیدایشِ مکاتبِ بسیار مهمِ دیگری در فلسفهٔ علم گردید. فلسفهٔ علم در ارتباطِ تنگاتنگ با دیگر مباحثِ فلسفهٔ تحلیلی مانندِ فلسفهٔ ذهنی، فلسفهٔ زبان، و فلسفهٔ منطق قرار دارد.


نویسنده : ساشي براتچي ساعت 22:11 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب



در يكي از روزهاي سال1773،يك دختر جوان شيرفروش،براي مشورت درباره موضوعي به مطب يكي از دكترهاي شهر «گلاوسسترشاير»انگلستان رفت.در آن زمان،مرض آبله به طور وحشتناكي در سراسر اين كشور پخش شده بود.در مطب دكتر هم همه درباره اين بيماري صحبت مي كردند.دخترك شير فروش موضوع جالبي را بيان كرد.او گفت كه هرگز آبله او را نخواهد گرفت.

اهميت اظهارات دخترك،توجه يكي از حاضرين را كه دانشجوي پزشكي بوده و«ادوارد جنر»نام داشت،به شدت جلب كرد.اين عقده و فكر،بعدها در تمام مدت تحصيليش در لندن،فكر او را به خود مشغول كرد.او پس از اينكه تحصيلاتش را به پايان رساند،در سال 1378،به همان دهكده زادگاهش يعني«گلاوسستر شاير»برگشت تا به پزشكي مشغول شود.در ضمن اوقات فراغتش را هم به تحقيق و رسيدگي علمي اختصاص داد.تا اينكه سرانجام بعد از چند سال تحقيق و كاوش،متوجه شد كه دخترك شيرفروش حق داشته است،يعني به اين نتيجه رسيد كه كساني كه به آبله گاوي،مبتلا بوده اند به ندرت به مرض آبله دچار مي شده اند.

در سال1796جنر اولين تجربه خود را در اين زمينه به دست آورد.يعني بايد مقدار كمي از ميكروب هاي بيماري آبله گاوي را به مردم تزريق كرد؛تا بتواند بعدها آنها را در مقابل آبله،بيمه كند.در سال1798،جنر اولين آزمايش قطعي خود را انجام داد و در ميان خوشحالي بسيار او،چهار بچه اي كه مايه كوبي شده بودند،هيچ كدام به اين مرض ترسناك آبله مبتلا نشدند.

«واكسيناسيون»در ابتدا مخالفين زيادي داشت؛ ولي عاقبت ارزش آن بر همه آشكار گرديد و امروزه اين مرض كشنده در سطح دنيا مهار شده است.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:18 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :

          لینک مطلب


كشور سوئد،كشور خاكستري در شمال اروپا واقع شده و داراي آب و هواي بسيار سردي است.

سوئد از غرب با كشور نروژ،از شمال شرق با فنلاند و از جنوب غربي با كشور دانمارك همسايه است.

پايتخت سوئد استكهلم است و داراي جمعيتي بالغ بر7.459.338نفر را در خود جاي داده است.كشور سوئد از نظر زيبايي هاي طبيعي بسيار غني است.كوه هاي پوشيده از جنگل در شمال آن قرار دارد،زمين هاي مرتفع در جنوب و درياچه زيبايي به نام «ديستربكت»در مركز آن است

سوئد به كشور خاكستري معروف است چرا كه بيشتر روزها،آسمان آن ابري و آماده بارش است.

معدن سنگ آهن و جنگلهاي وسيع،نقش زيادي در پيشرفت صنعتي كشور سوئد دارند.حكومت اين كشور جمهوري است و مردم آن مسيحي هستند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:17 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386

          لینک مطلب


امروزه،بازي«قايم باشك»بين بچه ها محبوب و متداول است؛زيرا،بازي تفريحي و سرگرم كننده اي است.اما اصل اين بازي به زمان هاي بسيار دوري بر مي گردد كه در آن زمان ها،اين بازي به معني ديگري براي مردم داشته است.

در بعضي از كشورهاي دنيا،رسمي متداول بود كه بر حسب اين عادت و رسم،در فصل بهار مردم براي يافتن پرندگلن و گل ها به جنگل ها و نواحي اطراف محل زندگي خود مي رفتند.سپس آنها را همراه خود به دهكده مي آوردند،تا همه ببينند كه بهار رسيده است. بنابراين امروزه با وجود گذشت زماني طولاني،هنوز در بعضي از كشورها موقع اين بازي كسي كه پنهان مي شود صداي پرندگان را تقليد مي كند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:16 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386

          لینک مطلب


وقتي شما به آناناس نگاه مي كنيد،حتماً فكر مي كنيد كه داريد به يك ميوه مي نگريد.ولي در حقيقت آنانس ميوه نبوده و بلكه گروهي از ميوه هاي كوچك به هم چسبيده است،كه هركدام شبيه به يك سيب كوچك هستند.تخمدان مركزي،ساقه اي است كه هريك از اين ميوه هاي كوچك روي آن به وجود مي آيد.ولي چون خود ميوه آناناس شبيه ميوه كاج است؛بنابراين اسم آن را«پاين اَپِل(Pineapple گذاشته اند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:15 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


بيشتر مردم به اين ميوه علاقه دارن.ميوه اي كه امروزه اين قدر محبوبيت دارد،تاريخچه آن به هزاران سال پيش باز مي گردد.خربزه در حقيقت يك ميوه بومي آسيايي است.

اين ميوه در چند هزار سال پيش از آسيا به ممالك ديگر دنيا برده شده است.رومي هاي قديم و يوناني ها همان اندازه كه ما به اين ميوه علاقه داريم، آن را دوست داشته اند.اولين كشوري كه در اين سال ها اقدام به كشت خربزه كرده،كشور فرانسه در حدود300سال پيش بوده است.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:11 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


مهمترين منظور از اسم گذاري،اين است كه افراد از يكديگر مشخص باشند.از ابتداي تاريخ حيات بشر وقتي كه كودكي به دنيا مي آمده در مدت كوتاهي بعد از تولدش،اسمي معني دار برايش انتخاب مي كردند. براي مثال،اسمي كه ظاهر او را تفسير كند يا كلمه اي كه محبت آميز باشد.

اسم دوم،يا اسم خانوادگي،براي اولين بار در حدود900سال پيش،متداول شد چرا كه با يك اسم تنها،باز هم مشخص كردن افراد از يكديگر كار مشكلي بود.نام خانوادگي معمولاً از اسم پدر يا شهري كه زندگي مي كردند،يا نوع تجارت و از اين قبيل چيز ها انتخاب مي شده است. 


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:10 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


سانتريفوژ،دستگاه استوانه اي شكلي است كه كارش جداسازي و غني سازي است.

اين دستگاه مانند توربين هواپيما داراي پره هايي است كه اين پره هاي حدود صدهزار چرخ دارند.چرخش هاي زياد اين دستگاه باعث جداسازي مواد خالص و ناخالص در يك عنطر مي شود.

به تازگي كشور ايران براي غني سازي اورانيوم از دستگاه هاي سانتريفوژ استفاده مي كند اين اقدام،نشان دهنده پيشرفت تكنول.ژي و موفقيت در غني سازي اورانيم است.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:8 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :

          لینک مطلب


موسيقي نواي دلنشيني است كه بر روي همه موجودات تأثير دارد.در طبيعت،همه مخلوقات الهي نوعي موسيقي دارند.جريان آب در رودخانه،دريا و صداي آواز پرندگان،همه نوايي آرامبخش دارند.گذشته از اين كه خود مخلوقات داراي موسيقي خاصي هستند، از نواهاي ديگر نيز تأثير مي پذيرند.

عنكبوت

وقتي موسيقي نواخته شود،عنكبوت از تار تنيدن باز مي ماند.«ميشله»نويسنده معروف فرانسوي نقل مي كند كه جوان هنرمندي كه بيشتر ساعات روز به نواختن ويلون در اطاق مي گذرانيد،روزي مشاهده مي كند روي دستش عنكبوتي بي حركت ايستاده و گويي به نواي موسيقي گوش مي دهد.

سگ

«توسگانيني»موسيقي دان شهير ايتاليايي مي گويد تأثير موسيقي در سگ ها بسيار شديد است و سگ هنگامي كه قطعات معروف موسيقي را مي شنود، گوش هاي خود را تيز كرده و حالت حمله به اشخاص بيگانه را به خود مي گيرد.

گرگ

گرگ برعكس سگ،بي اندازه از موسيقي فراري است.به همين جهت در بسياري از دهستان هاي روسيه كشاورزان براي بيرون كردن دسته گرگ ها از دهكده،ابزار موسيقي را به صدا در آورده و گرگ ها را از حوالي دهكده فراري مي دهند.

خرس

بسياري از شكارچيان خرس،در آفريقا و آمريكا با نواختن فلوت اين حيوان را به دام مي اندازند.بدين ترتيب كه خود را در مسير خرس قرار مي دهند و هنگامي كه اين حيوان نزديك مي شود،فلوت را به صدا در مي آورند.

خرس از شنيدن صداي فلوت،تعادل خود را از دست مي دهد و روي پا و دست چپ خود بلند مي شود و شكارچيان فوراً آن حيوان را به دام مي اندازند.

فيل

فيل از شنيدن نواي موسيقي متأثر و يا مسرور مي گردد.به همين جهت است كه در سيرك ها تا اركستر به صدا در نيايد فيل ها عمليات اعجاب انگيز خود را نمايش نمي دهند.

شير

شير با شنيدن موسيقي بي حركت مي شود.يكي از نقاشان فرانسوي براي اينكه از شيرهاي باغ وحش پاريس نقاشي كند،اركستري را استخدام نمود.آن ها با نواختن،شيرها را مدتي بي حركت نگاه مي داشتند و به اين وسيله نقاش مي توانست از شيرها تابلويي تهيه كند.

ماهي

به طوري كه در حوضچه هاي شيشه اي آزمايش شده،هنگامي كه آهنگ فلوت يا ويولون منعكس مي شود،ماهي هاي شناور در آن حوضچه ها از حركت ايستاده و در وسط آب توجه خود را به شنيدن موسيقي معطوف مي دارند.

مرغ

يكي از دانشمندان حيوان شناس آلماني كه از موسيقي نيز سررشته دارد.آهنگي ساخته كه با نواختن آن،مرغ زودتر از موعد معين تخم گذاري را آغاز مي كنند.

سوت بلبلي و كبوتر

كبوتربازان،براي به دام انداختن كبوتر،اشخاصي را كه مي توانند سوت ممتد بزنند استخدام ي كنند،با شنيد سوت به كبوتران حالت سستي دست مي دهد و قدرت پرواز از آنها سلب مي گردد.

پس به زمين مي نشينند و شخص ديگري كه منتظر چنين فرصتي است آنها را دستگير مي كند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:7 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


اولين پرچم هاي پارچه اي دنيا،توسط چيني ها و هندي ها ساخته شد.معروف است كه چيني ها،1100 سال قبل از ميلاد،داراي پرچم پارچه اي بوده اند.

در قرون وسطي،پرچم از هر نوعي،در اروپا بسيار متداول شد.سربازان جنگ هاي صليبي،در جنگ هاي مذهبي با خود پرچم حمل مي كردند.گروهي از خانواده هاي سلطني و اشرافي هم از پرچمي كه علامت مخصوص خانوادگي شان را داشت،براي مشخص كردن فاميل خود استفاده مي كردند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:4 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


چند هزار سال پيش بابلي ها و آشوري ها لوحه هاي گچي درست مي كردند كه بر روي آنها هر موضوع يا واقعه اي را كه ميل داشتند نوشته و ثبت مي كردند.

بعضي زمانها موضوع يا واقعه طولاني بود و بنابراين لوحه هاي گچي بيشتري به كار مي رفت.در اين صور شايد مي شد مثلاً واژه«كتاب»را به آنها اطلاق كرد!

مردم مصر باستان قدم را فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشني ساختند كه از جنس يك نوع ني به نام «پاپيروس»بود.

 


نویسنده : علي دانشيان ساعت 18:3 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


اولين باغ وحش دنيا تا آن جا كه مي دانيم،در زمان هاي خيلي دور يعني تقريباً حدود1150قبل از ميلاد مسيح،به وسيله يكي از امثراتوري هاي چين به وجود آمد؛كه در اين باغ وحش انواع مختلف گوزن،پرنده و ماهي نگهداري مي شد.

درب ورودي اين باغ وحش،احتمالاً بر روي مردم عادي باز نبوده است و فقط براي سرگرمي امپراتور و دربريان درست شده بود.

اولين باغ وحش عمومي دنيا،در سال193در پاريس بوجود آمد كه در حقيقت يك باغ نباتات بود. اين باغ وحش علاوه بر حيوانات، شامل يك موزه و يك باغ گياه شناسي هم بود.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 17:59 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


در  حدود2000سال قبل از ميلاد مسيح،مصري ها با رهنمايي يك دريانورد ايراني به نام اسكيلاكس كانالي ساختند كه رود نيل را به درياي سرخ متصل مي كرد.بدين ترتيب راه آبي كانال سوئز را كه امروزه مي شناسيم پيش بيني كردند.

چيني ها در اوايل قرن پنجم قبل از ميلاد،كار ساختمان«كانال بزرگ چين»را كه بين«هنگچو»و «پكن»قرار داشت،شروع كردند كه حدود1000مايل طول داشت و گفته شده است كه قديمي ترين كانال دنيا بوده است.قسمت اساسي ساختمان كانال در قرن سيزدهم بعد از ميلاد،ساخته شد.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 17:53 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


خوراك سنجاقك،حشرات،به خصوص پشه هاي ريز است.

سنجاقك شكارچي دنياي حشرات است.

او به حشرات مورد نظرش حمله مي كند و آن ها را در هوا با پاهايش به دام مي اندازد.

دوران لاروي كه سنجاقكي است كه هنوز بال ندارد و در كنار بركه ها مي خوابد و طعمه خود را روي زمين شكار مي كند.سنجاقك از كهن ترين موجودات زنده است.پيشينه اين حشره به سيصد ميليون سال قبل بر مي گردد.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 17:51 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


مثلث برمودا يك مثلث فرضي در اقيانوس اطلس بين فلوريدا(ميامي)،پورتوريكو و برمودا است.هواپيماها و كشتي هايي كه از آن جا عبور مي كنند ناپديد مي شوند.عده اي معتقدند اين اتفاق به علت قدرت مافوق طبيعي منطقه است.نوضيحاتي طبيعي هم در مورد آن وجود دارد.جغرافي دانان مي گويند مثلث برمودا يكي از دو مناطق كره زمين است كه قطب نماي مغناطيسي شمال واقعي را به جاي شمال مغناطيسي نشان مي دهد.اين منطقه آب و هوايي غيرقابل پيش بيني دارد. در اثر طوفان و بالا آمدن ناگهاني آب،كشتي ها و هواپيما ها در آن جا غرق مي شوند و جريان سريع آب هر نوع از كشتي يا هواپيما را نابود مي كند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 17:50 تاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


شیمی فیزیک پایه‌ای‌ترین شاخهٔ شیمی است شاخه‌ای که می‌توان قانونگاه شیمی نامید.این علم درای دانشمندان بنامی چون گیبس, هلمهوتز, آرنیوس, نرنست, شرودینگر و ... میباشد. این علم با فیزیکرابطهای نزدیک دارد. شیمی فیزیک دارای شاخههای زیر میباشد.ارتباط شیمی فیزیک با سایر علوم ، کاربردهای اقتصادی و اجتماعی این علم را بیان می‌کند. به عنوان مثال ، با مطالعه الکتروشیمی ، به پایه و اساس پدیده‌های طبیعی مانند خوردگی فلزات پی برده و می‌توان از ضررهای اقتصادی و جتماعی نین پدیده‌هایی جلوگیری کرده و یا این پدیده‌ها را به مسیری مفید برای جامعه سوق داد. علاوه بر آن ، کاربرد قوانین ترمودینامیک مانند“نقطه اتکیتک”در جلوگیری از ضررهای جانی و مالی پدیده‌های طبیعی مانند یخ بندان بعد از بارش برف ، بسیار مفید می‌باشد.


نویسنده : ساشي براتچي ساعت 14:55 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب


موضوع:اجتماعی

مجموعه طنز تلويزيوني چارخونه به کارگرداني سروش صحت، برگ ديگري از جذابيت ها و توانايي هاي کاري سروش صحت است که پيش از اين با بازي هاي دوست داشتني و متن هاي دلنشين اش براي مخاطبان سينما و تلويزيون چهره يي آشنا و شناخته شده بود. وقتي خبر کارگرداني يک مجموعه طنز تلويزيوني توسط سروش صحت منتشر شد، آنها که بر توانايي هاي او واقف بودند، بيشتر از همه دل شان مي خواست بدانند حاصل کار او چه از آب درخواهد آمد. سروش صحت از آن دست آدم هايي است که در عين لذت بردن از کارش، زياد توي چشم نمي زند. بازي هاي او به جاي آنکه خاص و متفاوت باشد، روان و دلنشين است و انگار که به جاي تماشاي بازي اش در کنارت دارد زندگي مي کند. متن هايي را که صحت نوشته نيز به کپي برداري از زندگي آدم هاي اطراف مان مي ماند. متن هايي که سهل و ممتنع است. وقتي سر صحنه چارخونه با او قرار مصاحبه دارم، بازهم شاهد هستم که چقدر در عين وسواس و دقت، کار کردنش ساده و راحت است. او بي هيچ واهمه يي از کاري که به فاصله اندکي از ضبط، پخش مي شود و به دور از استرس و ترديدهاي معمول برخي از کارگردان ها، به راحتي بازيگرانش را هدايت مي کند و در عين حال به آنها اجازه مي دهد تا نقش شان را آن طور که مي خواهند بازي کنند. سروش صحت از سال ها پيش با نويسندگي و بازي در مجموعه طنز«جنگ 77» تا به امروز؛ يعني کارگرداني چارخونه پيش آمده است. اگر چارخونه در کارنامه کاري او به عنوان نقطه اوج در نظر گرفته نشود، نقطه سقوط هم نيست. طنز چارخونه شب هاي ديگري نيز مهمان خانه هاي خانواده هاي ايراني علاقه مند به سريال هاي طنز خواهد بود و هنوز براي امتياز دادن نهايي به آن کمي زود است، در عين حال به جرأت مي توان گفت که نمره منفي نيز نخواهد گرفت. با سروش صحت درباره چارخونه در مجالي که پشت صحنه پيش مي آيد گفت وگويي انجام داده ايم که مي خوانيد.
حضور حميد لولايي، محمدرضا شفيعي جم، مريم اميرجلالي، فلامک جنيدي، محمد شيري و بهنوش بختياري در يک مجموعه هر شبي طنز تلويزيوني يادآور اين نکته است که بازيگران امتحان پس داده در مجموعه هايي از اين دست در يک جا جمع آمده اند اما حضور اردلان شجاع کاوه، حاکي از يک انتخاب ديگر است، چه شد سراغ اين بازيگر رفتيد؟
تمام بازيگراني که در اين کار بازي مي کنند را با همفکري و مشورت محسن چگيني تهيه کننده کار انتخاب کرده ايم. با دوستاني که در اين کارهستند نيز همفکري و مشورت شده. همه بازيگران، انتخاب هاي اصلي مان بوده اند.
فکرش را مي کرديد بازي شجاع کاوه تا اين اندازه به قول معروف گل کند؟بله.
از شجاع کاوه بازي هاي خوبي در مجموعه هاي تلويزيوني ديده ايم، اما او را در يک مجموعه هر شبي نديده بوديم!
بازي شجاع کاوه شيريني دارد که فکر مي کرديم اين شيريني بازي در يک کار طنز خيلي به چشم مي آيد و ديده مي شود. خدا را شکر همين اتفاق نيز افتاد.
بازيگراني را براي چارخونه انتخاب کرده ايد که چهره هاي شناخته شده يي با بازي هاي جاافتاده در طنزهاي شبانه هستند، فکر نمي کنيد بازي اين بازيگران تکراري باشد و تماشاگر بيشتر شاهد بازي هاي کليشه يي باشد؟

نه. اصولاً من با کليشه مشکل ندارم. هر چند که فکر نمي کنم بازي ها کليشه يي شده باشد. بازيگران آن قدر توانا هستند و بازي شان آن قدر دلنشين و شيرين است که تماشاگر دوست شان داشته باشد و باز هم بازي شان را بخواهد تماشا کند. از طرف ديگر اين بازيگران دقيقاً براي نقش هايي انتخاب شدند که مناسب آن بودند. با اينکه بازيگران را مخاطبان با بازي هاي خوب قبلي شان به خوبي به ياد دارند در چارخونه هم ديده شدند البته.اينکه بازيگري ديده شود يعني خيلي بازيگر خوب و توانايي است. اينها لطف داشتند و در کار ما هم حضور پيدا کردند و من خيلي خوشحالم که توانسته ام با بازيگران خوب همکاري داشته باشم.
سرپرستي نويسندگان نيز به عهده خودتان است؟نه تهيه کننده کار متن ها را مي خواند و هدايت مي کند.

يعني مي خواهيد بگوييد محسن چگيني سرپرست نويسندگان نيز هست؟
بله، متن ها را نويسنده ها مي نويسند. هماهنگي و خواندن متن ها و روندشان را او پيگيري مي کند.
نويسندگي متن قسمت هاي اول به عهده خودتان بود؟من فقط قسمت اول و دوم را نوشتم.
کارگرداني متن هايي که ديگران نوشته اند و کارگرداني متن هايي که خودتان نوشته بوديد چطور است؟
فرقي نمي کند. فقط قسمت هايي را که خودم نوشته ام از قبل درباره شان فکر کرده ام و مي دانم چطور آنها را کار کنم.
متن ها چه مدت زودتر از ضبط در اختيار بازيگران قرار مي گيرد؟
روزهاي اول دو الي سه قسمت را از قبل داشتيم، ولي الان متن ها به روز است؛ يا يک شب زودتر به دست ما مي رسد.
بازيگران مشکلي با اين روند ندارند؟
بازيگران ما حرفه يي هستند و حالا که کليت شخصيت ها درآمده مشکلي با به روز رسيدن متن ها ندارند.
تا حالا با توجه به قسمت هايي که پخش شده و بازتاب هايي که داشته، فکر مي کنيد آن چيزي که انتظارش را داشتيد از کار درآمده؟
چيزي که دارد اتفاق مي افتد و حس خوبي هم براي گروه دارد اين است که ما هر چقدر جلو مي رويم بازخوردها و بازتاب ها بهتر مي شود. از موقعي که برنامه را شروع کرديم هرچه جلوتر مي رويم بازخوردها بهتر شده است و اميدوارم اين روند ادامه داشته باشد و متوقف نشود.

چارخونه برخلاف طنزهاي تلويزيوني ديگر بازتابش هنوز در رفتار مخاطبان مشخص نيست. در مجموعه هاي موفق قبلي برخي از تکيه کلام ها و رفتارها در بين مردم رايج مي شد، ولي اين اتفاق درباره چارخونه هنوز نيفتاده است. مي خواهم بدانم آيا مي شود از قبل برنامه ريزي کرد و رفتار مخاطبان را هدايت کرد؟
تکيه کلام چيزي نيست که از قبل فکر شده باشد؛ يعني نويسنده يا بازيگر تصميم بگيرد که اين تکيه کلام را به کارگيرد. تکيه کلام معمولاً در روند کار اگر جا داشته باشد، پيدا مي شود و جاي خود را در رفتار مردم پيدا مي کند. ما الان قسمت هاي بيست و چندم را در حال پخش داريم، شايد بعضي بازيگران ما تکيه کلام هايي پيدا بکنند و مردم از آن استقبال کنند، شايد اصلاً اين اتفاق نيفتد. شايد هم تکيه کلام به وجود بيايد و مردم خوش شان نيايد و از آن استقبال نکنند. اينها چيزهايي نيست که خيلي از قبل رويش فکر کرده باشيم و برنامه ريزي داشته باشد.
نويسنده ها چگونه انتخاب مي شوند؟

نويسنده ها از دو دسته باتجربه و نيروهاي تازه نفس و جديد هستند که همگي دوستانم هستند.
اولين تجربه کارگرداني چطور است؟بگذاريد تمام شود بعد بگويم.
يعني بعد از اين بيست و چند قسمت نمي توانيد درباره آن چيزي بگوييد؟
چرا. فقط مي توانم بگويم براي کار اول که هر شب پخش مي شود و قرار است ما روزي 40 دقيقه ضبط داشته باشيم، کار خيلي سنگيني است.
خودتان نمي خواهيد بازي کنيد؟در زندگي؟
نه در چارخونه.
نه. من آنقدر فشار کاري دارم که حتي نمي توانم متن بنويسم تا چه برسد به بازيگري. ما الان تمام سعي مان اين است که روند خوبي داشته باشيم و مردم از برنامه خوش شان بيايد.
کارگرداني را هم تجربه کرديد. تجربه بازيگري و نويسندگي هم داريد. با اين اوصاف فکر مي کنيد در کدام زمينه بيشتر موفق هستيد؟
من متن هايي نوشته ام که گفته اند چقدر خوب نوشته ايد. متني را نوشته ام که گفته اند به خوبي متن قبلي نيست و نقشي را بازي کرده ام که خود شما از آن در روزنامه بد نوشته ايد و نقش هايي را بازي کرده ام که از آن تعريف کرده ايد. در مورد کارگرداني اين کار هم نقد مثبت و هم نقد منفي چاپ شده. عده يي مي گويند خوب است، عده يي مي گويند درجا مي زني و بد است. به همين دليل نمي توانم بگويم در کدام يک موفق ترم.
نظر خودتان چيست؟
کار به کار فرق مي کند. گاهي متن هاي خوب نوشته ام و بد بازي کرده ام. گاهي بازي هاي خوب داشته ام ولي متن هاي ضعيفي نوشته ام. هيچ کدام قابل قياس نيست. اينها در واقع يک نوع تلاش است.
چارخونه در پخش و توليد با مميزي همراه بود؟
وقتي ما داريم براي رسانه يي کار مي کنيم، سياست هاي آن رسانه معلوم است که چي هست. همه ما اين سياست ها را مي شناسيم و بايد رعايت کنيم که رعايت هم مي کنيم.
مدت زمان حضور بازيگر در هر قسمت براساس برنامه خاصي است؟
ما به هيچ يک از نويسنده ها نمي گوييم براي فلان بازيگر بيشتر بنويس يا براي بازيگر ديگر کمتر. اتفاقاً من و تهيه کننده تاکيد داريم که قصه بين بازيگرها تقسيم شود. مثلاً در چند قسمت گذشته قضيه ازدواج پرستو مطرح بود که حضور ايشان پررنگ تر بود. حالا ممکن است چند قسمت نوبت به مريضي نقش فرخ برسد که مسلماً محمد شيري بازي بيشتري داشته باشد.


نویسنده : ساشي براتچي ساعت 14:27 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386

          لینک مطلب


اگر بتوان هر ساعت3200متر پياده روي كرد، چه قدر طول مي كشد تا دور دنيا را پياده بپيماييد؟

همانطور كه مي دانيد در بعضي مناطق كه پياده روي مي كنيد به دريا ها برخورد مي كنيد ولي فرض كنيم يك پل روي خط استوا وجود دارد.

محيط زمين در خط استوا24902مايل است.

با هر ساعت2مايل پياده روي كردن و هرروز 12ساعت،چند روز طول مي كشد؟

24902مايل خط استوا را تقسيم بر2مايل مي كنيم،مي شود12451ساعت يعني كل ساعت هايي كه بايد پياده روي كرد.كل ساعت را بر12 تقسيم كنيم،حدود2سال و8ماه زماني است كه به دست مي آيد.

 


نویسنده : علي دانشيان ساعت 13:9 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب



افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از:

1-چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند.

2-- گاهی اوقات افراد دروغگو بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.

3-وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.

4-فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.

5-در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.

 6- آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.

7- آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید.

8- هنگامی که سعی دارید در مورد موصضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوض می کنند.

9- حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.

10- اگر می خواهید مطمئن شوید كه او دروغ گفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند.

11- اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.

12- آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند. 

13- افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در موردحرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.

14- تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.

15- خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است

16-آ دمهای دروغگو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.

نکته: نكته پایانی این که اگرچه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گاه حقیقت پنهان نخواهد ماند، اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 13:4 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :علمي

          لینک مطلب



وسط ميدان جنگ،ناگهان يكي از سرباز ها جوراب هاي سفيدش را بالاي سرش گرفت و وسط سنگر شروع كرد به تكان دادن آنها...!

سرباز اولي گفت:«اي خيانتكار،الان كه وقت كه صلح كردن نيست!»

سرباز دومي هم از آن طرف سنگر فرياد زد:«واه... واه...مثلاً مي خواهي بگويي من هم جوراب دارم...اي خودنماي خيانتكار!»

نفر سوم كسي نبود جز گروهبان،او گفت:«واي...، تو يك خائن بزرگ هستي...اين طوري به دشمن علامت مي دهي!راستش رابگو،به آْنها چه گفتي؟»

آشپز گردان هم از توي آشپزخانه فرياد زد: «ببينم... حتماً مي خواستي جوراب هايت را بيندازي توي ظرف غذا و نام مرا به عنوان ي آشپز درجه يك زير سؤال ببري؟»

در همين اوضاع و احوال بود كه ديدبان فرياد زد: «آهاي بچه ها،توي سنگر دشمن همه دارند جوراب هاي سفيدشان را تكان مي دهند...فكر كنم مي خواهند تسليم شوند...»

گروهبان فرياد زي:«تسليم يعني چه؟اگر آنها تسليم شوند ما با چه كسي بجنگيم؟پس حمله...!»

1

7

و همگي جز سرباز جوراب به دست،به طرف سنگر دشن حمله كردند.آخر،او جوراب پايش نبود و با اين سرووضع درست نبود كه به سنگر غريبه برود.سرباز جوراب به دست جورابهايش را پايين آورد، آنها را چلاند تا چند قطره آب باقي مانده در آنها روي زمين بريزد و بعد گفت:«خوب،حالا حسابي خشك شدند!»بعد آنها را پوشيد و به طرف سنگر دشمن حمله كرد...


نویسنده : علي دانشيان ساعت 13:3 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :

          لینک مطلب


آب را گل نكنيم

شايد اين آب روان

عصر روزي كه قرار است به فينال رويم

از سر كوچه ما رد شد و رفت

و من و قاسم و تو

با فريدون قلي

دست و روي خودمان را شستيم

تا ندانند مامان هاي مان كه

رفته بوديم پي بازي توپ

آْب را گل نكنيم

شايد اين آب به يك دردي خورد

شايد اين آب از اين جوي گذشت

قایق كاغذي اصغر و ماني را برد

و من و تو دل سيري بهشان خنديديم

آب را گل نكنيم

بنشينيم كمي فكر كنيم

اگر اين آب روان گل شد و رفت من و تو

سيب هاي مان را كه

دور از چشم مامان

كش رفتيم

در كدام آب بشوييم و سپس ميل كنيم

خلاصه!!!

آب را گل نكنيم

 


نویسنده : علي دانشيان ساعت 13:0 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :ادبيات

          لینک مطلب



حكايت زير را از كتاب«كمي باهم بخنديم»انتخاب كرده ايم و در ادامه باهم آن را مي خوانيم و مي خنديم:

روزي مادر پيري نامه اي از پسرش-كه در شهر دوري زندگي مي كرد-به دستش رسيد.اما چون سواد نداشت،جلو در خانه ايستاد و منتظر رهگذري شد تا نامه پسرش را برايش بخواند.

كمي بعد سرباز سالخورده اي از آن نزديكي گذشت.مادر پير،نامه پسرش را به او داد و از او خواست تا نامه را برايش بخواند.سرباز سالخورده همين كه نامه را ديد،اشك از چشم هايش سرازير شد و شروع كرد به هاي هاي گريستن!مادر پير با نگراني پرسيد: «ببخشيد آقا،بلايي سر پسرم آمده كه شما اين طور گريه مي كنيد؟»

سرباز سالخورده جوابي نداد و به جاي آن گريه اش شديدتر شد.

زن بيچاره كه فكر مي كرد حتماً بلايي سر پسرش آمده،جلو در خانه نشست و هاي هاي گريه كرد.چيزي نگذشت كه دوره گرد بينوايي به آنها نزديك شد و وقتي گريه غمناك او را ديد،او هم كنار آنها نشست و شروع كرد به گريه كردن.

پس از مدتي رهگذر ديگري از آن جا گذشت و از روي كنجكاوي به آنها نزديك شد و پرسيد:«ببخشيد، اتفاقي افتاده؟»

دوره گرد بينوا سرش را بلند كرد و گفت: «راستش را بخواهيد،درست يك سال پيش در همين موقع تمام ظرف هاي سفالي بساط من افتاد و شكست.من مدتها بود كه مي خواستم به خاطر اين پيشامد گريه كنم،اما متاسفانه فرصت نكرده بودم!اما وقتي اينها  

را ديدم  كه  اين  طور گريه مي كنند،آن موضوع يادم آمد و من هم گريه ام گرفت.»

رهگذر رويش را به مادر پير كرد و گفت:«ببخشيد مادرجان،اتفاقي براي تان افتاده كه اين طور گريه مي كنيد؟»

زن گفت:«راستش را بخواهيد پسرم از راه دور برايم نامه اي فرستاده است.اما وقتي نامه را به اين سرباز دادم تا برايم بخواند،با ديدن آن شروع كرد به گريه كردن.فكر مي كنم خبر بدي توي نامه نوشته شده كه او اين طور گريه ميكند.»

رهگذر رويش را به سرباز كرد و گفت:«ببخشيد برادر،اتفاقي افتاده كه اين طور گريه مي كنيد؟»

سرباز سالخورده كه همچنان گريه مي كرد،گفت: «راستش را بخواهيد من اصلاً سواد خواندن ندارم.حال هم به خاطر اين گريه مي كنم كه چرا تا به حال دنبال خواندن و نوشتن نرفته ام تا بتوان لااقل نامه اين مادر پير بخوانم!»


نویسنده : علي دانشيان ساعت 12:45 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :

          لینک مطلب



امسال هم مراسم اهدای جایزه توپ طلایی به بهترین بازیکن سال اروپا انجام شد و رونالدینهو(ستاره برزیلی تیم بارسلونا)توپ طلایی سال2005را به دست آورد.پس از رونالدینهو،ساموئل اتوو، فرانک لمپارد به ترتیب مقام های دوم و سوم را به دست آوردند.

این جایزه از طرف روزنامه نگاران منتخب مجله فوتبال فرانسه به بهترین بازیکن اروپا اهدا می شود و به عقیده بسیاری از کارشناسان فوتبال این جایزه از معتبرترین جوایز بین المللی این رشته ورزشی است.اولین توپ طلایی سال1956به استنلی ماتئو داده شد و از آن روز تا به حال هرسال فوتبال نویسان منتخب سراسر جهان بهترین بازیکن اروپا را انتخاب و یک توپ طلایی به او هدیه می کنند.حالا بد نیست مصاحبه اینترنتی اولی ها را با رونالدینهو که امسال موفق به کسب این جایزه شد بخوانید:

*خودتان را به طور کامل معرفی کنید.

نام کامل من رونالدو دی آسیس موریر است و در سال1980در برزیل متولد شدم.

*پس چرا همه شما را با نام رونالدینهو می شناسند؟

وقتی من هفت ساله بودم رونالدو در تیم نوجوانان برزیل غوغا کرده بود و از آنجا که پدر و مادرم از همان ابتدا به نبوغ پسرشان در زمینه فوتبال پی برده بودند و نمی خواستند در آینده محبوبیتش تحت تاثیر همنامی اسمش با رونالدو قرار بگیرد،نام مرا از رونالدو به رونالدینهو که به معنای رونالدوی کوچک است تغییر دادند.

*فوتبال را از کجا شروع کردید؟

فوتبال را از یک تیم فوتسال در برزیل آغاز کردم و توانستم با حضور در جام جهانی زیر هفده ساله ها در مصر به عنوان بهترین بازیکن آن رقابت ها انتخاب شوم.سالهای1998تا2001را هم در تیم جرمیو برزیل توپ زدم و اولین گل ملی ام را سال1999در بازی برزیل و ونزوثلا به ثمر رساندم.سال2001به تیم پاری سن ژرمن فرانسه پیوستم و سال2002همراه تیم برزیل برنده جام جهانی شدیم.و سال2003 با یک قرداد27میلیون یورویی به تیم بارسلونا پیوستم و یک سال بعد از طرف فیفا به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب شدم.

*دلیل محبوبیت تان را در چه چیز می بینید؟

به نظرم گلی که در رقابت های جام جهانی2002از فاصله35متری وارد دروازه دیوید سیمن انگلیسی کردم باعث شد اسمم سر زبانها بیفتد.چرا که آن زمان خیلی ها معتقد بودند از این فاصله توپ ها جنگی هم نمی توانند گلوله

هایشان را وارد دروازه سیمن کنند!.

*درباره نظر پله در مورد شما چیزی می دانید؟

بله شنیده ام که پله مرا به عنوان یکی از125بازیکن برتر فوتبال که اکنون در قید حیات هستند به شمار آورده البته. . .

 *نظرات مختلفی در باره چهره شما شنیده می شود،نظر خودتان چیست؟

من زشت نیستم بلکه با مزه ام

*حرف آخر...

برای شما آرزوی موفقیت دارم.

*ممنونم که در مصاحبه اینترنتی ما شرکت

 کردید.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 12:43 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :تكل از پشت

          لینک مطلب



تاریخ حکایت طولانی انسان هاست.داستان گذر بشریت از مرزهای حیوانیت تا برپا کردن تمدن های بزرگ.انسان ها در نسل های پی درپی،حاصل دست رنج گذشتگان خود را توسعه دادند و به پیش رفتند.هر قومی بر ویرانه های اقوام پیشین مستقر شدند و هر یک گمان بردند که عالی ترین محصول همه تاریخ شده اند. پس از چندی غفلت ها و غرورها،آنها را هم در خود گرفت.از اصلاح مداوم خود غافل شدند و به خوش گذرانی و بی خبری روزگار گذراندند.نتیجه آن شد که بلایای آسمانی و زمینی از همه سو آنها را احاطه کرد و تمام هستی شان را نابود ساخت.اما آنچه بر جای ماند.دستاوردهای تمام بشریت بود که خواه نا خواه،از هر قومی به قومی دیگر منتقل می شد.تمدن ها از پی هم ظاهر شدند و به مرور و در طی قرن ها،هنر و معماری و علوم و دیگر دستاوردهای انسانی را گسترش دادند.انسان این موجود پیچیده گاه فجایع فراوان به بار آورد و گاه عالی ترین نمونه های انسانیت را به پیشگاه تاریخ معرفی نمود.اما به هر حال باید دانست که هرچه شده است،حاصل دسترنج خود انسان است.و لذا هرچه هستیم و هر آنچه می خواهیم باشیم یا آرزویش را داریم،محصولی است که زمینه ها و نیازهایش را می توان مهیا نمود،می توان از نو ساخت و پدید آورد.

مراحل اصلی تاریخ:(ق.م=قبل از میلاد-م=میلادی)

1.انسان های اولیه:(10000ق.م-40000ق.م)

2.اولین دهکده ها:(3000ق.م-10000ق.م)

3.اولین دولت ها:(1000ق.م-3000ق.م)

4.اولین امپراطوری ها:(200م-1000ق.م)

5-عصر دین های جهانی:(1500م-200م)

6-پیدایش دولت های ملی:(1750م-1500م)

7-گسترش استعمار:(1914م-1750م)

8-دوران معاصر:(از1914م تا به الان)

تاریخ مناطق مختلف:

1.جهان باستان:(کشورها و تمدن ها پیش از آنکه وارد قرون جدید بشوند.)

2.اروپا:(از ابتدای تاریخ تا دوران معاصر.)

3.آمریکای باستان:(اقوام و تمدن های قاره آمریکا،پیش از حمله اروپایی ها و آمدن کریستف کلمب.)

4.چین:(از ابتدای تاریخ تا دوران معاصر.)

5.هند:(از ابتدای تاریخ تا دوران معاصر.)

6.ایران:(از ابتدای تاریخ تا دوران معاصر.)

7.جنوب شرق آسیا:(کشورهایی نظیر مالزی،سنگاپور،اندونزی،تایلند و فیلیپین)

8.کره و ژاپن:(از ابتدای تاریخ تا دوران معاصر.)

9.جهان اسلام:(کشورهای اسلامی،از ابتدای فتوحات مسلمانان تا تمدن های بزرگ.)

10.آفریقای پیش از استعمار:(کشورهای قاره آفریقا بجز شمال آن)

11.استرالیا:(استرلیا پیش از حضور اروپایی ها)

12.جزایر کوچک:(مناطقی که به دور از تمدن های بزرگ قرار داشتند.)

مطالعات تاریخی:

1.دیرین شناسی(بررسی انسان ها و موجوداتی که در زمان های بسیار دور میزیستند،از میلیون ها سال پیش تا ده هزار سال پیش.)

2.باستان شناسی

3.فلسفه تاریخ(بررسی«چرا ها»در تاریخ و هر سوالی که از کلیت تاریخ و کار مورخان پرسیده می شود.)

4.زبان های باستانی(بررسی و فهم زبان های مربوط به اقوام کهن،زبان هایی که مردم عادی بدان صحبت می کنند.)

5.تاریخ تمدن ویل دورانت(تاریخ تمدن جهان از نگاه نویسنده مشهور ویل دورانت)

نقل و قول:

امیرمومنان علی(ع):

«در اخبار گذشتگان تامل کن.به یاد بیاور که بر آن ها که پیش از تو بوده اند،چه گذشته است.در خانه ها و بقایای ایشان بگرد.بنگر در هر آنچه که کرده اند.ببین از کجا رفته اند و به کجا رسیده اند....بدان که به زودی تو نیز یکی از ایشان خواهی بود و به همان صورت راه را خواهی پیمود.»

يك نكته جالب از تاريخ:

آيا مي دانستيد كه افرادي كه تخت جمشيد را مي ساختند مانند كارگران ديگر بناهاي ديگر برده نبوده اند و براي هر روز كار خود مبلغي را به عنوان دستمزد دريافت مي كردند؟


نویسنده : علي دانشيان ساعت 12:42 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :

          لینک مطلب


 موضوع:ادبی                        

زنده ياد«سلمان هراتي» در 7 فروردين 1338 در روستاي مرزدشت از توابع تنكابن در استان مازندران،در خانواده اي مذهبي به دنيا آمد. وي پس از پايان تحصيلات دبيرستان خود در رشتة ادبيات به تهران آمد و در دانشگاه تربيت معلم همين رشته را ادامه داد. او در سال1362با اخذ فوق ديپلم هنر،شروع به تدريس در مدارس تنكابن نمود.

سلمان هراتي پس از آشنايي با شاعران حوزه هنري همراه بسياري از آنها بارها عازم جبهه‌ها شد و براي رزمندگان به شعرخواني پرداخت. وي از چهره هاي تواناي پس از انقلاب اسلامي است،وي درباره شعر پس از انقلاب سهمي ويژه داشت.رواني زبان و بهره گيري و تأثيرپذيري از محيط و فضاي معنوي و انديشه پويا از ويژگي هاي شعر هراتي است. شعرهاي او تاكنون به صورت پراكنده در بيشتر نشريات كشور، ج‍ُنگهاي ادبي، مجموعه شعرهاي گردآوري‌شده انتشار يافته است.اين معلم خوش ذوق در يكي از روزهاي آبان ماه سال1365در اثر حادثه رانندگي كه در شمال روي داد جان سپرد. هراتي در سال 1361 ازدواج كرد و از وي 2 فرزند به نامهاي رابعه و رسول به يادگار مانده است.آرامگاه سلمان در گورستاني در نزديكي روستاي مرزدشت قرار دارد.شعرهاي او در سه مجموعه:از آسمان سبز،از اين ستاره تا آن ستاره و دري به خانه خورشيد به چاپ رسيده است. كتاب «از آسمان سبز» در اولين دوره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس از سوي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس جزء آثار برتر دهه 60 انتخاب شد


نویسنده : ساشي براتچي ساعت 12:42 تاریخ جمعه بیست و پنجم آبان 1386
دسته بندی :ادبيات

          لینک مطلب



نویسنده : علي دانشيان ساعت 22:8 تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386

          لینک مطلب


مرد جوان كه لباس نظامي را بر تن داشت،دوبار پشت هم زنگ در را فشار داد.لحظاتى بعد،در خانه به آرامى باز شد زنى كه چادر بر سر داشت،سرش را از پشت در بيرون آورد و با ديدن مرد گفت:بله؟بفرماييد.

مرد پرسيد:منزل آقاى فهميده همين جاست؟

زن با نگرانى جواب داد:بله!اتفاقى افتاده؟

مرد گفت:نه خير!فقط...

و سرش را به سمت چپ چرخاند و به پسرك نوجوانى كه با چهره ناراحت و دلخور به ديوار تكيه داده بود،اشاره اى كرد و ادامه داد:اين آقا پسر شما در كردستان بود.آنجا جاى بچه ها نيست.صحبت مرگ و خون و آتش و گلوله است.ما هم او را برگردانديم.هنوز براى جنگيدن خيلى كوچولو است!

مادر با شنيدن اين حرف،با شادمانى از در بيرون آمد و در حالى كه پسرش را در آغوش مى گرفت گفت:حسين!تو كه ما را نصف عمر كردى.اين چند روز ما مرديم و زنده شديم.تو در كردستان چكار مى كردي؟

حسين با لحنى مردانه و مطمئن گفت:من به هر جايى كه امام دستور بدهد مى روم.

مرد به حسين گفت:ولى آدم با اين سن كم نبايد بدون اطلاع خانواده،خانه را ترك كند و به جاى پرخطر برود. حالا هم براى اينكه ديگر اينكار تكرار نشود،بهتر است در حضور مادرت يك تعهدنامه بنويسى كه ديگر از كرج خارج نشوى و مخصوصاً به كردستان نروى.

حسين خودش را از آغوش مادرش بيرون كشيد و با سر سختى گفت:امكان ندارد كه من چنين كارى كنم.شما هم خودتان را به زحمت نيندازيد.چون اگر امام دستور بدهد، من هر جا كه باشم مى روم.من بايد به كشورم خدمت كنم.

مرد با اصرار گفت:اگر اينكار را نكنى مجبوريم تو را زندانى كنيم!

حسين با لجاجت كودكانه اى پاسخ داد:ببينيد اگر من چنين چيزى بنويسم،حرف دروغ زدم.پس من نمي نويسم چون هيچ وقت حرف دروغ نمى زنم!

جوان روى حرفش پافشارى كرد،اما وقتى ديد كه حسين براى نوشتن تعهدنامه زير بار نمى رود،به ناچار تنها از مادرش تعهد گرفت.حسين داخل حياط روى پله نشسته بود و آنها را نگاه مى كرد.مرد قبل از رفتن نگاهى به او انداخت و به آرامي به مادر حسين گفت:پسرتان براي خودش يك شير مرد است.اما مراقبش باشيد.

زن لبخندى زد و گفت:براى امام و حرف هايش جان مى دهد.اميدوارم بتوانيم جلويش را بگيريم.

***

حسين سكه را توى دست دوستش گذاشت و گفت: پس يادت نرود كه چكار كنى،نان مى خرى و مي برى به خانه مان.اگر پرسيدند من كجايم بگو كه زود بر مى گردم. بعد از سه روز مي تواني بروى و حقيقت را به آنها بگويى.

جواد،كه در صورتش نارضايتى موج مى زد،گفت:آخر براى چه دارى اينكار را مى كنى؟مدرسه ها تازه باز شده، بهتر است همين جا بمانى و درس بخوانى.رفتن به جبهه كار آدم بزرگ هاست نه تو!مگر يادت نيست پارسال تو را از كردستان برگرداندند.الان هم مطمئنم نمى گذارند در خوزستان بمانى.

حسين با آب و تاب گفت:اولاً كه جنگيدن و دفاع از كشور و گوش دادن به حرف امام،كوچك و بزرگ ندارد. دوماً اينكه من پارسال12سالم بود اما امسال يك سال بزرگتر شده ام!

جواد آهى كشيد وگفت:اما من بازهم مى گويم كه اين كار تو درست نيست.خانواده ات الان منتظر هستند كه تو نان بخرى و بروى خانه.اما تو دارى مى روى جبهه بدون اينكه به آنها گفته باشى.

حسين دستهايش را روى شانه هاى دوستش گذاشت و به آرامى گفت:ببين جواد!عراقيها به كشور ما حمله كرده اند،دارند هموطنان ما را مى كشند.امام دستور داده كه جبهه ها را خالى نگذاريم.من نمي توانم توى مدرسه راحت بنشينم و درس بخوانم در حالى كه كشور به دفاع نياز دارد.اگر به خانواده ام بگويم آنها مانع رفتن من مى شوند.

جواد كه اشك در چشمانش نشسته بود،لبخندى زد و گفت:بسيار خب!برو.خدا به همراهت.من هم همانطور كه تو گفتى بعد از سه روز حقيقت را به آنها مى گويم.تا از نگرانى بيرون بيايند.

حسين،با خوشحالى جواد را در آغوش گرفت و گفت: برايم دعا كن!

***

فرمانده در حال صحبت با چند تن از رزمندگان بود. يك ماشين وانت كه از پشت سرش گرد وغبار جاده به هوا برخاسته بود،كمى دورتر از آنها توقف كرد و لحظاتى بعد رزمندگانى كه پشت آن نشسته بودند،از آن پياده شدند.

فرمانده كه در حين حرف زدن، حواسش به آنها بود، ناگهان حرفش را قطع كرد و با عصبانيت گفت:باز كه اين بچه برگشته است اينجا.مگر مجروح نشده بود؟رزمنده ها سرشان را برگرداندند.يكى از آنها با خنده گفت:حسين نتوانست تو بيمارستان دوام بياورد.دوباره خودش را رسانده است اينجا.

فرمانده با غرولند گفت:اينطورى نمى شود.بايد به زور او را برگردانم.اينجا خطر زياد است.يكى ديگر از رزمنده ها گفت:حاجى!حسين كه بچه زبر و زرنگ و با استعدادى است.خودتان هم كه شاهد بوديد با وجود سن و سال كم و هيكل كوچكش از بس تر و فرز و چست و چابك است همه جا به حسين ريزه مشهور است.

فرمانده گفت:با اصرار و خواهش او موافقت كردم يك هفته توى خط بماند.وقتى مجروح شد فكر كردم ديگر بر نمى گردد.نمي توانم اجازه بدهم يك بچه جانش را به خطر بيندازد.و با قدم هاى بلند به طرف حسين كه در گوشه اى ايستاده بود،رفت.رزمنده ها هم لحظاتى بعد به طرف آنها رفتند.وقتى رسيدند،فرمانده داشت به حسين مى گفت:همان كه گفتم.فوراً از اينجا مى روى.فهميدى؟

چشمان حسين پر از اشك شده و رگ هاى گردنش متورم شده بود،با ناراحتى گفت:من به شما ثابت مى كنم كه مي توانم در خط بمانم و لياقتش را دارم.بغض صدايش همه را تحت تاثير قرار داده بود.فرمانده كه تاب ديدن اشكهاي حسين را نداشت.از روى درماندگى شانه هايش را بالا انداخت و بعد به طرف گروه ديگرى از رزمندگان به راه افتاد.

دو،سه نفر از رزمنده ها كنار تپه هاى شنى نشسته و در حال صحبت بودند كه ناگهان يكى از آنها در حالى كه به نقطه اى اشاره مى كرد با چشم هاى گرد شده گفت: نگاه كنيد!يك عراقى دارد به اين طرف مى آيد.

رزمنده ديگر گفت:چقدر كوچك است.لباس توى تنش زار مى زند.

يكى از رزمنده ها در حالى كه اسلحه اش را آماده شليك مى كرد،گفت:حتماً كاسه اي زير نيم كاسه است. بهتر است تا به ما نرسيده،كلكش را بكنيم.

رزمنده اولى،گفت:عجله نكن!بهتر است صبر كنيم تا با پاى خودش بيايد تا اسيرش كنيم.عراقى كوچك،لحظه به لحظه نزدي ك تر مى شد و رزمنده ها بى صبرانه منتظر دستگير كردن او بودند كه ناگهان يكى از آنها فرياد زد:اين كه حسين ريزه است!

رزمنده ديگر با هيجان گفت:حتماً به خاطر اينكه به فرمانده ثابت كندكه شهامت جنگيدن دارد،بادست خالى به صف دشمن رفته و لباس و تفنگ آنها رابرداشته.رزمنده ديگر در حالى كه به شدت شادمان به نظر مى رسيد، گفت: اينجورى ثابت كرد كه لياقت ماندن در جبهه و جنگيدن در كنار بزرگترها را دارد.واقعاً براي خودش شير مردي است.و بعد همگى خنده كنان با اشتياق به سمت حسين كه دستهايش را به علامت پيروزى بالا گرفته بودند،دويدند.

***

يكى از رزمنده ها،خطاب به معاون فرمانده گردان فرياد زد:يك دريا دل مى خواهيم كه برود تانكها را عقب براند.پنج تانك عراقى در حال نزديك شدن به رزمنده ها بودند.حلقه محاصره هر لحظه تنگتر مى شد و رزمنده هاى مدافع خرمشهر در آستانه قتل عام كامل قرار داشتند.رزمنده ها با اسلحه هاى سبك خود در تلاش براى عقب راندن تانك ها بودند،اما موفق نمى شدند.مرگ سايه شوم خود را برسر گروه گسترده بود.تانكى كه جلوتر از تانك هاى ديگر حركت مى كرد.خيلى نزديك شده بود.ناگهان حسين از جا برخاست.و در حالى كه تعدادى نارنجك به كمر بسته بود، چند نارنجك هم در دست گرفت و به سوى تانك ها دويد. سرعت عمل او چنان بود كه كسى نتوانست جلويش را بگيرد.

رزمنده ها مبهوت مانده بودند و او را نگاه مى كردند. حسين بدون هراس به طرف تانك ها دويد.تانك هاى غول پيكرآهنى،غرش كنان به او نزديك مى شدند.حسين تقريباً به نزديك تانك پيشرو رسيده بود كه ناگهان تيرى به پايش خورد.حسين روى زمين افتاد.رزمنده ها به سختى در حال جنگ و دفاع بودند.حسين نگاهى به آنها انداخت و بعد كشان كشان و سينه خيز خود را به جلو كشاند.غول آهنى با صداى گوشخراش خود،به جلو مى آمد.پيكر نحيف و كوچك حسين در برابر آن بسيار كوچك و ضعيف به نظر مى رسيد.حسين ضامن نارنجك ها را كشيد و چشم هايش را بست...صداى مهيب انفجار تانك پيشرو،عراقى ها را به وحشت انداخت.آنها كه فكر مى كردند،ايرانى ها حمله كرده اند،وحشت زده تانك هاى خود را رها كرده و گريختند...آسمان خرمشهر پر از بال پرواز شده بود.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 22:2 تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386

          لینک مطلب


امسال هم قرار است مراسم اهداي جايزه توپ طلايي به بهترين بازيكن سال اروپا و همچنين بهترين بازيكن جهان انجام شود و بايد ديد كدام يك از بازيكناني كه نامشان در ليست اعلامي فيفا آمده است،اين جايزه را از آن خود خواهند كرد.فهرست اوليه كانديداهاي عنوان مرد سال فوتبال جهان كه توسط كميته فني فيفا تعيين شده،همواره بحث هايي را برانگيخته زيرا حاوي برخي نام هايي است كه سزاوار اين موقعيت نبوده اند و برخي اسم ها را در برندارد كه جاي شان جداً خالي مي نمايد.مشكل اصلي طبق معمول اين است كه كار انتخاب را مربيان و كاپيتان هاي تيم هاي ملي فوتبال انجام مي دهند و آنها اضافه بر مبنا قرار دادن سلايق شخصي شان،ابتدا ديدارهاي ملي را ملاك مي پندارند و به دستاوردهاي در سطح باشگاهي به همان حد بها نمي دهند.اين در تضاد با جدول توپ طلايي فوتبال اروپاست كه فقط با ارجاع به نظر روزنامه نگاران برتر اروپا صورت مي پذيرد و سلايق شخصي مربيان و بازيكنان در آن دخيل نيست و به تبع آن،منصفانه تر و حاوي نام هاي بهتري و شايسته تري بوده و كمتر اعتراض ها را برانگيخته است.

انتخاب جان لوئيجي بوفون ايتاليايي در ميان30 كانديداي فيفا فقط براساس رخدادهاي ملي و همچون خاطره اي از جام جهاني2006 كه با قهرماني وي و يارانش پايان گرفت،صورت پذيرفته،زيرا او فصل پيش را در سطح باشگاهي با يونتوس در دسته دوم باشگاه هاي ايتاليا گذراند و با اين وجود تعداد گل هاي خورده او در اين دسته بيشتر از گل هايي بود كه دروازه بان34ساله ناپولي پذيرا شد.يك غايب عمده در جمع دروازه بان ها ايكر كاسياس است كه سهمش در قطع نوار4ساله دوري رئال مادريد از عناوين جام قهرماني بسيار زياد و محسوس بود و په په رينا سنگربان اسپانيايي ليورپول نيز در رسيدن مجدد اين تيم به فينال جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا چنان سهم عمده اي داشت كه بتواند فراتر از بوفون قرار گيرد،اما نام او نيز نيامده است.

در خط دفاعي نيز آثار جام جهاني2006با اين كه نبايد هيچ ربطي به گزينش ها و معادلات سال2007داشته باشد، محسوس است و آوردن نام فابيو كاناوارو به همين خاطر صورت پذيرفته است.وي در سال پيش فاتح اين انتخاب شد،اما پس از آن،حضوري پرنوسان در رئال مادريد داشته است. فليپ لام مدافع چپ بايرن مونيخ بازيكن جوان و مستعدي است،اما او نيز براساس خاطره هاي جام جهاني 2006انتخاب شده و نه وقايع سال2007كه بايد مبنا قرار مي گرفت.به واقع بايرن بدترين فصل سال هاي اخير خود را در بوندس ليگا تجربه كرد و حتي به جام قهرمانان اروپا نيز راه نيافت.تضييع حق دانيل الوز مدافع راست برزيلي سويا در اين ارتباط نيز چشمگير است،زيرا او از دلايل اصلي فروغ و قهرماني هاي اين تيم اسپانيايي در سال گذشته و قهرماني مجددش در جام يوفا و جام حذفي اسپانيا بود.حذف نام ريكاردو كارواليو مدافع پرتقالي تيم چلسي نيز مسخره مي نمايد،زيرا زوج مشهور او جان تري در حالي نامش دوباره آمده است كه به دليل مصدوميت چند ماه از ميدان دور بود و وقتي هم كه حاضر بود،اغلب زير سايه كارواليو كم اشتباه قرار داشت.

آوردن نام ليليان تورام فرانسوي در عين نيمكت نشيني اش در بارسلونا و به قيمت حذف نمانيا ويديچ مدافع صربستاني منچستريونايتد و كرستين چيوو مدافع رومانيايي اينترميلان بيشتر به يك شوخي مي ماند و باز نشانگر اين است كه رأي دهندگان بيشتر مسابقات ملي را در ذهن داشته اند(تا بازي هاي باشگاهي را)و حتي ديدارهاي ملي سالهاي پيش را!انتخاب كارلوس ته وز كه فقط كه فقط يك ماه آخر از عضويت7ماهه اش در وستهام خوب بود و در4ماه اخير در منچستر يونايتد هم كار مهمي صورت نداده است،ديگر كار عجيب و جالب رأي دهندگان است كه معلوم است مي خواسته اند فقط براي برخي بازي هاي ملي و حاضران در آن را ارج بگذارند.

عدم انتخاب فرانچسكو توتي كاپيتان موفق رم و دارنده كفش طلاي اروپا ديگر موضوع عجيب است ولي لابد به خاطر اين صورت پذيرفته كه او با بازي هاي ملي وداع گفته و در اين زمينه مقابل انظار رأي دهندگان يعني مربيان و كاپيتان هاي ملي جهان قرار نداشته است.او در56مسابقه رسمي خود33گل براي جالوروسي زد واگر اين آمار نيز براي قرار گرفتن او در جمع كانديداهاي اوليه كفايت نمي كند،معلوم نيست چه چيز در اين خصوص مؤثر خواهد بود.

برخي كساني هم كه به جانشيني توتي به فهرست فيفا راه يافته اند،مانند معمول بحث برانگيز هستند.خوان رومن ريكلمه البته بازيكن فني و بسيار خوبي است و هفته گذشته نيز در شروع دور مقدماتي جام جهاني2010 هر دو گل آرژانتين را با زيبايي در دروازه شيلي جاي داد،اما به خاطر اختلاف سليقه با سران تيم باشگاهي(ويارئال)مدت ها پشت خط مي نشست و در ليگ اسپانيا بازي نمي كرد و به باشگاه قبلي اش(بوكاجونيورز)هم ارجاع و تبعيد شد.

دكو پرتقالي هم فصل گذشته كار قابل ذكري براي بارسلونا انجام نداد و اين در مورد پاتريك ويه را و ساموئل اتوو هم صدق مي كند.ويه را فصل پيش با اينترميلان قهرمان سريAشد،اما ويه را بيشتر از19بار در 38بازي تيمش در ليگ فيكس بازي نكرد و اين قهرماني نيز در فصلي به دست آمد كه به شهادت همگان به خاطر غيبت يوونتوس و مجازات ميلان و لاتزيو و كسر امتيازاتي آنها كيفيتي نازل تر از هميشه داشت.حتي در تيم ملي فرانسه نيز ويه را اينك موفقيت نيافتني گذشته اش را ندارد و جوان ترهايي مانند لاسانا ديارا،سمير نصري و جرمي تولالان صف بسته اند تا جاي او را در پست هافبك وسط بگيرند.

حتي به انتخاب تيري آنري  هموطن مشهور ويه را در جمع كانديداهاي اوليه عنوان مرد سال نيز مي توان ايراد گرفت،زيرا به خاطر مصدوميت ها و مشكلات ديگر در ليگ38هفته اي انگليس تنها در16مورد در تركيب فيكس آرسنال قرار گرفت و پس از انتقال به بارسلونا نيز اگر هت تريك او در ديدار اخير با لوانته را ناديده بگيريم، كار مهمي را انجام نداده است.

 

با مثال هايي از اين دست و با تأكيد بر اين كه زلاتان ابراهيمويچ،لوكاتوني و فردريك كانوته نيز به فهرست اوليه فيفا راه نيافته اند،يك بار ديگر بايد به بنيادهاي انتخاب اين نهاد و ملاك هاي كاري آن تاخت و آن را نامنصفانه شمرد.به واقع مربيان تيمهاي ملي اكثر كشورها به جاي اين كه به موفق ترين بازيكنان12ماه گذشته رأي بدهند،به افرادي اعتماد و اعتقاد مي دهند كه با اعتقاد آنها ذاتاً فوتباليست برتري هستند و در كنار آن علايق كشوري و محلي و قومي را نيز دخيل مي سازند و اين در تضاد با فلسفه و دلايل برپايي انتخاباتي از اين دست است كه هدف از آن تشخيص موفق ترين بازيكنان سال گذشته و دارندگان بيشترين فتوحات در يك مقطع زماني مشخص است.

البته باز جاي شكرگزاري دارد كه كاكا برزيلي با انتخاب شدن بدون قيد و شرط اش در فهرست اوليه و گزينش تقريباً قطعي اش به عنوان فرد فاتح انتخابات،كاري كرده كه گزينش هاي عجيب فوق نيز رنگ و اثر چنداني نداشته باشند و در نهايت حق به حقدار برسد و كسي بهترين شناخته شود كه حتي برخي انتخاب هاي غيرمنطقي مربيان تيم هاي ملي هم نتوانسته است حقانيت وي را زايل كند.حقانيت مردي26ساله و فني ئر كارآمد را كه دليل اصلي قهرماني ميلان ايتاليا در جام باشگاه ها بود و بازي هايش به ويژه در برابر منچستر يونايتد در نيمه نهايي آن جام به اين زودي ها از يادها نمي رود.

30كانديداي عنوان مرد سال(فيفا)

جان لوئيجي بوفون،فابيو كاناوارو، گنارو گتوزو، الساندرو نستا،آندريا پيرلو(ايتاليا)،پيتر چك (چك)،كرستيانو رونالدو،دكو(پرتقال)،ديديه دروگبا(ساحل عاج)،مايكل اسين (غنا)،ساموئل اتوو(كامرون)،استيون جرارد،وين روني،جان تري،فرانك لمپارد(انگليس)،تيري آنري،ليليان تورام، پاتريك ويه را،فرانك ريبري(فرانسه)،جونينيو پرنام بوكانو، كاكا،رونالدينهو(برزيل)،ميروسلاو كلوزه،فليپ لام(آلمان)، رافا ماركز(مكزيك)،ليونل مسي،خوان رومن ريكلمه، كارلوس ته وز(آرژانتين)فرناندو تورس(اسپانيا)،رود فن نيستل روي(هلند)

جایزه بهترين بازيكن سال اروپا از طرف روزنامه نگاران منتخب مجله فوتبال فرانسه به بهترین بازیکن اروپا اهدا می شود و به عقیده بسیاری از کارشناسان فوتبال این جایزه از معتبرترین جوایز بین المللی این رشته ورزشی است.اولین توپ طلایی سال1956به استنلی ماتئو داده شد و از آن روز تا به حال هرسال فوتبال نویسان منتخب سراسر جهان بهترین بازیکن اروپا را انتخاب و یک توپ طلایی به او هدیه می کنند.


نویسنده : علي دانشيان ساعت 21:20 تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386
دسته بندی :تكل از پشت

          لینک مطلب